رتبه سنج گوگل

رتبه سنج گوگل

مقالات علوم دامی - مطالب علوم دامی
 
مقالات علوم دامی

اهمیت خوراک آغازین در رشد و تکامل:

مصرف زود هنگام خوراک خشک مهمترین عامل موثر در انتقال گوساله جوان از حالت متابولیسم و هضم پیش از نشخوار به وضعیت حیوان نشخوار کننده بالغ می باشد این دوره انتقال در بر گیرنده تغییرات مورفولوژیک بافتهای دستگاه گوارش همچون تغییرات عمومی در متابولیسم می باشد این تغییرات در عرض چند هفته با افزایش اشتهای گوساله به غذای خشک کامل می گردد. وجود مواد سریع التخمیر درشکمبه ونگاری رشد بافت پوششی مخصوصاً پرزهایی که سطوح داخلی اپیتیلیوم شکمبه- نگاری را می پوشانند، تحریک می کند.

   تغییرات موجود در رشد مورفولوژی بافتی، سطوح مورد نیاز بیشتری  را جهت جذب فرآورده های هضم میکروبی که در پیش معده با افزایش مصرف خوراک خشک رخ می دهد، فراهم می کند،

   فرآورده های تخمیری اسیدهای چرب فرار(VFA) بویژه اسید پروپیونیک و بوتریک عامل رشد و تکامل بافتهای شکمبه می باشند مشخص شده که این اسیدهای چرب فرار به عنوان محرکهای اصلی رشد بافت شکمبه همچون تکامل سیستم متابولیکی جهت تامین انرژی برای این رشد مفید است در اکثر سیستم های عملی متداول از شیر گیری، رشد بافت شکمبه- نگاری در طی سن 3تا 8 هفتگی گوساله خیلی سریع بوده و 4 تا 8 برابر سریعتر از رشد کل بدن می باشد به محض اینکه حیوان از شیر گرفته شده به خوراک انتقال داده می شود. مشکلات بیماری مخصوصاً اسهال، روند کاهشی نشان می دهد. هزینه خوراک و کارگری هم اساساً موتعی که گوساله به برنامه غذایی خوراک خشک عادت می کند، کاهش می یابد.

ترکیب خوراک خشک(آغازین) برای گوساله ها:

   روشن شده که نوع غذای عرضه شده از زمان تولد بر سرعت و بلوغ دستگاه گوارش گوساله نشخوار کننده جوان تاثیر بسیاری دارد علف خشک بلند غذای قابل قبول برای گوساله جوان( از تولد تا 8-6 هفتگی) نمی باشد. زیرا به دهان گیری وهضم چنین مواد خوراک خشبی مشکل می باشد سرعت تخمیر مواد مغذی موجود در علف خشک یا مواد علوفه ای نسبت به مواد متراکم کندتر است همچنین میکروارگانیسم هایی که الیاف را تجزیه می کنند نیاز به دوره زمانی طولانی تری جهت استقرار در شکمبه ونگاری نسبت به میکروارگانیسم هایی که نشاسته وقندها را تخمیر می کنند، دارند. بنابراین مواد علوفه ای غلظت بسیار کمتری از اسیدهای چرب فرار نسبت به مواد متراکم تولید می کنند علاوه بر این درنتیجه تخمیر مواد علوفه ای نسبت بالاتری اسید لاکتیک و نسبت پائین تری از اسید پروپیونیک و بوتریک تولید می شود.

اجزای تشکیل دهنده جیره آغازین برای گوساله ها:

   هر چند پیشنهاد بر این است که علف خشک بلند در جیره گوساله گنجانده نشود وارد کردن مقادیری مواد که از منابع الیافی با اندازه ذرات کوچکتر هر چند به طور مطلق ضروری نیست ولی مصلحت آمیز می باشد نشان داده شده که جیر ه های متشکل از غذاهای متراکم، و در نتیجه با الیاف پائین موجب مصرف غذای کمتر، هیپرکراتینه شدن پرزهای شکمبه و توده ای شدن ساختمان های پرز ها می شود. پرزها شکل های غیر طبیعی داشته وتوانایی آنها به جذب مواد مغذی کاهش می یابد به طور معمول افزودن مقادیر 10 تا 25% علف خشک خرد شده یا آسیاب شده با کیفیت بالا یا مقادیرمواد الیافی مناسب دیگر، به خوراک آغازین کامل در گوساله ها توصیه می شود نشان داده شده این روش عملی، ماده خشک مصرفی و افزایش وزن بدن را در مقایسه با تغذیه جیره های بدون مواد الیافی عمده، افزایش می دهد.

دستگاه گوارش گوساله:

   در گوساله جوان، شکمبه ونگاری هنوز برای استفاده از علوفه رشد نیافته وغذا باید ویتامین B، پروتئین مرغوب با تعادل مناسب اسیدهای آمینه را داشته باشد زیرا این مواد مغذی نمی توانند توسط جمعیت میکروبی طبیعی شکمبه ساخته شوند. همه جیره غذایی  گوساله تازه متولد شده باید شیر باشد زیرا آنزیم های گوارش لازم برای تجزیه و پروتئین های پیچیده و کربوهیدرات ها، تا 7 الی 10 روز بعد از تولد ساخته نمی شوند. به موازات رشد شکمبه ونگاری می توان مصرف غذا را آغاز نمود عوامل متعددی درنمو شکمبه ونگاری موثراست محصولات نهایی تخمیر شکمبه ای محرک اصلی رشد پرزهای شکمبه ای ونگاری است اسیدهای چرب فرار از نظر تاثیر بر رشد پرزها به ترتیب اهمیت بوتیرات، پروپیونات واستات می باشد گلوکز و محلول های نمکی در تحریک رشد شکمبه موثر نیستند ونمو عضلانی این عنصر به وجود مواد خشک و فیبر در آن بستگی دارد.

تغذیه گوساله یک ماهه:

پس از اینکه گوساله یک ماه زندگی اش را از شیر کامل تغذیه کرد، می توان از انواع مختلف باقیمانده محصولات شیری(شیر پس چرخ دوغ، آب پنیر و...) در تغذیه گوساله استفاده کرد.

    گوساله های نژادهای بزرگ را مادامی که حیوان روزانه در حدود g700 کنسانتره دریافت نمی کند نباید از شیر گرفت(زمان از شیر گرفتن حیوان بایستی در حدود 700 گرم کنسانتره در جیره روزانه داشته باشد).

    بعضی از گوساله ها که در 3 هفتگی از شیر گرفته می شوند تا یک هفته افزایش وزنی نخواهند داشت ولی از 4 هفته به بعد شروع به افزایش وزن می کنند. طبق تجربیات به دست آمده در صورتی که گوساله با شیرپس چرخ پرورش داده شود دارای رشد متعادلی است در صورت نبودن شیر پس چرخ می توان از سایر محصولات باقیمانده استفاده کرد. برای متعادل نمودن رشد نوزاد گوساله ها بایستی علوفه و دانه های علوفه ای جهت رفع احتیاجات جسمانی در جیره غذایی منظور کرد علوفه ای که جهت تغذیه گوساله در نظر گرفته می شود، باید قبل از اینکه به گُل بنشیند چیده شده و در سایه خشک و ذخیره نمایند به نحوی که قسمت اعظم سبزینه برگهای علوفه باقی بماند چنین علوفه ای دارای مقادیر زیادی پروتئین سبزینه و مواد معدنی و ویتامین ها هستند.

آغوز:

   اولین شیر تولیدی گاو بعد از زایش آغوز نام دارد که سرشار از مواد مغذی و پادتن ها می باشد گوساله در هنگام تولد فاقد قدرت مقاومت در برابر بیماری هاست، زیرا دیواره های جفت مانع عبور پادتن ها(ایمینوگلوبین ها) از مادر به دستگاه گردش خون جنین می شوند پادتن های آغوز تا رشد سیستم ایمنی گوساله و توان تولید پادتن ها آنها، مقاومت اولیه گوساله جوان را در برابر بیماری ها تامین می کنند.

مواد زیر برای استفاده بهتر از آغوز  در مدیریت تغذیه ای گوساله ها توصیه می شود:

1- آغوز اضافی را می توان در ظروف پلاستیکی تمیز، یا ظروفی که لایه داخلی پلاستیکی دارند، ذخیره کرد(ظروف فلزی گالوانیزه را به کار نبرید)

2- بعد از اضافه کردن مواد جدید به آغوز در حال تخمیر، برای جلوگیری از جدا شدن لایه بستن، حتماً باید آن را به طور کامل به هم زده و مخلوط نمود.

3- ظرف حاوی آغوز حیوان مبتلا به ورم پستان، وشیری که آنتی بیوتیک داشته باشد(آنتی بیوتیک فرآیند تخمیر را متوقف می سازد) باید دور ریخته شود.

4- محلول مایع نهایی(با 16 الی20 درصد کل مواد جامد) باید به صورت 2 تا3 قسمت آغوز ترش شده با یک قسمت آب گرم رقیق شود.

5- در صورت امتناع گوساله ها از مصرف آغوز ترش شده، افزودن بی کربنات سدیم(5/0 درصد وزن) پیش از مصرف، مزه اسیدی را از بین می برد.

6- افزودن اسید پروپیونیک(یک درصد وزن) به آغوز تازه در تابستان، تخمیر غیرطبیعی و بوی نا مساعد به حداقل می رساند. در این حالت اسید باید به آرامی افزوده شود تا از رسوب پروتئین جلوگیری کند.

7- آغوز اسیدی شده را می توان به آغوزی که قبلاً اسیدی شده است افزود.

8- آغوز ترش شده باید در طی 3 الی4 هفته مصرف شود.

9- آغوزهای تخمیر شده را می توان با هم مخلوط نمود ولی آغوز تازه را با آغوز ترش شده به علت ایجاد تخمیر ثانویه، مخلوط نکنید.

معمولاً شش ماهه اول زندگی گوساله را از نظر تغذیه به دو دوره تقسیم می کنند غذای دوره اول یا Calf  Starter که حیوان بایستی بیش از 16% پروتئین وکمتر از15% فیبر و بیش از 75% T.D.N بوده و به وسیله انتی بیوتیک و ویتامینهای A وD

   تقویت گردد. مقدار کنستانتره ای که به گوساله داده می شود از g100 شروع(معمولاً از هفته چهارم) وتا1kg می رسانند. در دوره دوم که از ماه سوم(آخر ماه سوم) شروع می شود به جیره دوره اول مقداری مواد متراکم ساده افزوده می شود پس از چهارماهگی لازم است گوساله های نر و ماده از هم دیگر جدا نگهداری شوند زیرا گوساله های نر معمولاً جثه درشت تری داشته بعلاوه سرعت رشد بیشتری دارند و پس از این سن نیاز بیشتری به مواد غذایی خواهند داشت.

   در گوساله جوان، شکمبه ونگاری هنوز برای استفاده از علوفه رشد نیافته وغذا باید ویتامین B، پروتئین مرغوب با تعادل مناسب اسیدهای آمینه را داشته باشد زیرا این مواد مغذی نمی توانند توسط جمعیت میکروبی طبیعی شکمبه ساخته شوند. همه جیره غذایی  گوساله تازه متولد شده باید شیر باشد زیرا آنزیم های گوارش لازم برای تجزیه و پروتئین های پیچیده و کربوهیدرات ها، تا 7 الی 10 روز بعد از تولد ساخته نمی شوند. به موازات رشد شکمبه ونگاری می توان مصرف غذا را آغاز نمود عوامل متعددی درنمو شکمبه ونگاری موثراست محصولات نهایی تخمیر شکمبه ای محرک اصلی رشد پرزهای شکمبه ای ونگاری است اسیدهای چرب فرار از نظر تاثیر بر رشد پرزها به ترتیب اهمیت بوتیرات، پروپیونات واستات می باشد گلوکز و محلول های نمکی در تحریک رشد شکمبه موثر نیستند ونمو عضلانی این عنصر به وجود مواد خشک و فیبر در آن بستگی دارد.

تغذیه گوساله یک ماهه:

پس از اینکه گوساله یک ماه زندگی اش را از شیر کامل تغذیه کرد، می توان از انواع مختلف باقیمانده محصولات شیری(شیر پس چرخ دوغ، آب پنیر و...) در تغذیه گوساله استفاده کرد.

    گوساله های نژادهای بزرگ را مادامی که حیوان روزانه در حدود g700 کنسانتره دریافت نمی کند نباید از شیر گرفت(زمان از شیر گرفتن حیوان بایستی در حدود 700 گرم کنسانتره در جیره روزانه داشته باشد).

    بعضی از گوساله ها که در 3 هفتگی از شیر گرفته می شوند تا یک هفته افزایش وزنی نخواهند داشت ولی از 4 هفته به بعد شروع به افزایش وزن می کنند. طبق تجربیات به دست آمده در صورتی که گوساله با شیرپس چرخ پرورش داده شود دارای رشد متعادلی است در صورت نبودن شیر پس چرخ می توان از سایر محصولات باقیمانده استفاده کرد. برای متعادل نمودن رشد نوزاد گوساله ها بایستی علوفه و دانه های علوفه ای جهت رفع احتیاجات جسمانی در جیره غذایی منظور کرد علوفه ای که جهت تغذیه گوساله در نظر گرفته می شود، باید قبل از اینکه به گُل بنشیند چیده شده و در سایه خشک و ذخیره نمایند به نحوی که قسمت اعظم سبزینه برگهای علوفه باقی بماند چنین علوفه ای دارای مقادیر زیادی پروتئین سبزینه و مواد معدنی و ویتامین ها هستند.

آغوز:

   اولین شیر تولیدی گاو بعد از زایش آغوز نام دارد که سرشار از مواد مغذی و پادتن ها می باشد گوساله در هنگام تولد فاقد قدرت مقاومت در برابر بیماری هاست، زیرا دیواره های جفت مانع عبور پادتن ها(ایمینوگلوبین ها) از مادر به دستگاه گردش خون جنین می شوند پادتن های آغوز تا رشد سیستم ایمنی گوساله و توان تولید پادتن ها آنها، مقاومت اولیه گوساله جوان را در برابر بیماری ها تامین می کنند.

مواد زیر برای استفاده بهتر از آغوز  در مدیریت تغذیه ای گوساله ها توصیه می شود:

1- آغوز اضافی را می توان در ظروف پلاستیکی تمیز، یا ظروفی که لایه داخلی پلاستیکی دارند، ذخیره کرد(ظروف فلزی گالوانیزه را به کار نبرید)

2- بعد از اضافه کردن مواد جدید به آغوز در حال تخمیر، برای جلوگیری از جدا شدن لایه بستن، حتماً باید آن را به طور کامل به هم زده و مخلوط نمود.

3- ظرف حاوی آغوز حیوان مبتلا به ورم پستان، وشیری که آنتی بیوتیک داشته باشد(آنتی بیوتیک فرآیند تخمیر را متوقف می سازد) باید دور ریخته شود.

4- محلول مایع نهایی(با 16 الی20 درصد کل مواد جامد) باید به صورت 2 تا3 قسمت آغوز ترش شده با یک قسمت آب گرم رقیق شود.

5- در صورت امتناع گوساله ها از مصرف آغوز ترش شده، افزودن بی کربنات سدیم(5/0 درصد وزن) پیش از مصرف، مزه اسیدی را از بین می برد.

6- افزودن اسید پروپیونیک(یک درصد وزن) به آغوز تازه در تابستان، تخمیر غیرطبیعی و بوی نا مساعد به حداقل می رساند. در این حالت اسید باید به آرامی افزوده شود تا از رسوب پروتئین جلوگیری کند.

7- آغوز اسیدی شده را می توان به آغوزی که قبلاً اسیدی شده است افزود.

8- آغوز ترش شده باید در طی 3 الی4 هفته مصرف شود.

9- آغوزهای تخمیر شده را می توان با هم مخلوط نمود ولی آغوز تازه را با آغوز ترش شده به علت ایجاد تخمیر ثانویه، مخلوط نکنید.

معمولاً شش ماهه اول زندگی گوساله را از نظر تغذیه به دو دوره تقسیم می کنند غذای دوره اول یا Calf  Starter که حیوان بایستی بیش از 16% پروتئین وکمتر از15% فیبر و بیش از 75% T.D.N بوده و به وسیله انتی بیوتیک و ویتامینهای A وD

   تقویت گردد. مقدار کنستانتره ای که به گوساله داده می شود از g100 شروع(معمولاً از هفته چهارم) وتا1kg می رسانند. در دوره دوم که از ماه سوم(آخر ماه سوم) شروع می شود به جیره دوره اول مقداری مواد متراکم ساده افزوده می شود پس از چهارماهگی لازم است گوساله های نر و ماده از هم دیگر جدا نگهداری شوند زیرا گوساله های نر معمولاً جثه درشت تری داشته بعلاوه سرعت رشد بیشتری دارند و پس از این سن نیاز بیشتری به مواد غذایی خواهند داشت.

منبع : http://haval33.blogfa.com





نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی
 عوامل موثر بر درصد چربی و پروتئین شیر

چکیده

انتخاب ژنتیکی مهم ترین روش برای افزایش تولید به ازاء هر گاو می باشد. انتخاب برای افزایش تولید شیر موجب کاهش عملکرد تولید مثلی در گاوهای شیرده شده است. چربی شیر مهم ترین ترکیب انرژی زای شیر بوده که خواص فیزیکی شیر و فرآورده های آن را تحت تاثیر قرار می دهد. چربی شیر حاوی 98-95 درصد تری گلیسرید می باشد. در نشخوارکنندگان، قسمتی از اسیدهای چرب شیر در بافت پستان ساخته می شوند و قسمتی از چربی پلاسما منشاء می گیرند. حدود 50 درصد اسیدهای چرب شیر از لیپیدهای پلاسما منشاء می گیرندکه حدود 88 درصد از اسیدهای پلاسما از خوراک و 12 درصد باقیمانده نیز از اسیدهای چرب آزاد شده از بافت چربی مشتق می شوند. چربی شیر به علت نسبت بالای اسیدهای چرب اشباع سبب افزایش مشکلات قلبی-عروقی در انسان می شود. مقدار و ترکیب چربی شیر را می توان از راه تغییر در ترکیبات خوراک تحت تاثیر قرار داد . افزایش غلظت اسیدهای چرب غیر اشباع در جیره سبب کاهش سطوح اسیدهای چرب اشباع و افزایش سطوح اسیدهای چرب غیر اشباع در چربی شیر می شود . متابولیسم اسیدهای چرب غیر اشباع توسط میکروارگانیسم ها در شکمبه موجب تولید اسیدهای چرب ترانس (اسید واکسینیک) و اسیدهای لینولئیک کونژوگه می شود که برای سلامتی انسان مفید می باشند همچنین افزودن روغن ماهی به جیره گاوهای شیرده باعث افزایش اسیدهای چرب امگا-3 در چربی شیر می شود.

ترکیب لیپیدهای جیره

لیپیدهای جیره نشخوارکنندگان از علوفه ها و مکمل های کنسانتره ای منشاء می گیرند. لیپیدهای علوفه ها حدود 7-6 درصد وزن خشک برگها را به خود اختصاص می دهند و عمدتا شامل گلیکولیپیدها و فسفولیپیدها می باشند. اسیدهای چرب غالب در ترکیب لیپید علوفه ها شامل اسید لینولئیک (18:2) و اسید لینولنیک (18:3) می باشند. لیپیدها در دانه ها و مواد کنسانتره ای بیشتر به شکل تری گلیسرید بوده و دارای مقادیر بالاتری از اسید لینولئیک (18:2) و اسید اولئیک (18:1) می باشند.

اثر چربی بر تولید و ترکیب شیر

تولید شیر

اثر مکمل های چربی بر تولید شیر به عوامل زیادی از قبیل جیره پایه، مرحله شیردهی، تعادل انرژی، ترکیب چربی و مقدار مکمل چربی بستگی دارد ( NRC2001). اگر تغذیه مکمل چربی در اوایل دوره بعد از زایش شروع شود، قبل از افزایش تولید شیر یک دوره تاخیر وجود دارد.

  چیلیارد (1993) بیان کرد که مکمل چربی در اوایل دوره شیردهی (هفته 11-4 شیردهی) تولید شیر را 31/. کیلوگرم در روز افزایش داد، اما از نظر آماری با گروه شاهد، تفاوت معنی دار نداشت. مکمل چربی در پیک تولید شیر و از اواسط تا اواخر دوره شیردهی به ترتیب تولید شیر را 72/. و 65/. کیلوگرم در روز افزایش داد.

 

ویتلوک و همکاران (2002) اثر منابع اسیدهای چرب امگا-3 (روغن ماهی) و امگا-6 (دانه کامل سویا) را بر تولید و ترکیب شیر گاوهای هلشتاین یررسی کردند. جیره های آزمایشی شامل جیره شاهد، جیره با 2 درصد روغن ماهی، جیره با یک درصد روغن ماهی و یک درصد روغن سویا و جیره با 2 درصد روغن سویا بودند. تولید شیر گاوهای تغذیه شده با جیره شاهد در مقایسه با گاوهای تغذیه شده با مکمل روغن تفاوتی نداشت. البته منبع چربی، تولید شیر را تحت تاثیر قرار داد بطوریکه جیره دارای 2 درصد روغن ماهی و 2 درصد روغن سویا در مقایسه با گروه شاهد به ترتیب سبب کاهش و افزایش تولید شیر شدند. روغن ماهی در مقایسه با روغن سویا تولید شیر را کاهش داد. جیره های دارای مکمل روغن در مقایسه با گروه شاهد سبب کاهش تولید شیر تصحیح شده برای انرژی[1] و شیر تصحیح شده برای چربی شدند.

چربی شیر

 چربی شیر مهم ترین ترکیب انرژی زای شیر بوده که خواص فیزیکی شیر و فرآورده های آن را تحت تاثیر قرار می دهد. چربی شیر نشخوارکنندگان دارای بیش از 400 نوع اسید چرب مختلف است که عمدتا در اثر متابولیسم لیپیدهای خوراک در شکمبه بوجود می آیند. بیشتر این اسیدهای چرب به مقدار کم در چربی شیر وجود دارند.  اسیدهای چرب عمده موجود در چربی شیر شامل اسیدهای چرب اشباع 18-4 کربنه و اسیدهای چرب غیر اشباع از قبیل پالمیتولئیک (16:1)، اولئیک (18:1)، لینولئیک (18:2) و واکسینیک (18:1 ترانس) می باشند.

عوامل موثر بر چربی شیر

چربی متغیرترین ترکیب شیر بوده که توسط عوامل فیزیولوژیکی و محیطی تحت تاثیر قرار می گیرد (پالمکوئیست و همکاران1993و دوریو و همکاران1999). عوامل فیزیولوژیکی، عموما سبب تغیر در تعادل انرژی می شوند و پتانسیل پایینی برای تغییر چربی شیر دارند. تغذیه مهمترین عامل محیطی موثر بر چربی شیر می باشد که می توان از آن به عنوان یک وسیله کاربردی برای تغییر مقدار و ترکیب چربی شیر استفاده کرد (باومن و گریناری2001). عوامل تغذیه ای با تاثیر بر شکمبه و بافت پستان، چربی شیر را تحت تاثیر قرار می دهند (باومن و همکاران2005).

پروتئین شیر

ازت موجود در شیر شامل سه دسته کازئین، آب پنیر[1] و ازت غیر پروتئینی می باشد که به ترتیب حدود 78، 17 و 5 درصد از کل ازت شیر را به خود اختصاص می دهند. عوامل تغذیه ای موثر بر پروتئین شیر شامل نسبت علوفه به کنسانتره، مقدار و منبع پروتئین و چربی جیره می باشد.
پروتئینهای اصلی شیر شامل کازئین ها[1]، آلفالاکتالبومین[2] و بتالاکتوگلوبولین[3] می باشند که بیش از 90 درصد پروتئینهای شیر را در بر می گیرند. تمامی این پروتئینها در سلولهای ترشحی پستان و از اسیدهای آمینه ساخته می شوند. گروه دیگر از پروتئینهای شیر مانند ایمیونوگلوبولینها[4] و آلبومینها از راه خون وارد سلولهای ترشحی شده و بدون تغییر، وارد حفره های آلوئول می شوند.
مکمل چربی معمولا سبب کاهش درصد پروتئین شیر می شود. البته این کاهش در بعد از پیک تولید شیر، بیشتر دیده می شود. چربیهای محافظت شده گیاهی در مقایسه با چربیهای حیوانی، بر درصد پروتئین شیر اثر منفی بیشتری دارند. چربی بالای جیره در اوایل دوره شیردهی بر درصد پروتئین شیر اثر منفی کمتری دارد. کاهش در درصد پروتئین شیر عمدتا در اثر کاهش در مقدار کازئین می باشد.
بطور متوسط، به ازاء مصرف هر 100 گرم مکمل چربی، پروتئین شیر حدود 03/0 درصد کاهش می یابد. مکمل چربی به ترتیب سبب کاهش و افزایش کازئین و ازت غیر پروتئینی شیر می شود ولی اثر آن بر آب پنیر، متفاوت می باشد .مکمل چربی، جریان خون به بافت پستان را حدود 7 درصد کاهش می دهد و در نتیجه، جذب اسیدهای آمینه برای تولید پروتئین شیر را کاهش می دهد   
 




نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
یکشنبه 19 شهریور 1391 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی



مقدمه:

نیترات ترکیبی است شیمیایی که به صورت طبیعی در ساختار بدن موجود زنده نیز تولید میشود.برای گیاهان منبع مهم نیتروژن برای پروتئین سازی بحساب می آید.برای باکتریها نیز به عنوان منبع نیتروژنی استفاده میشود. باکتریهای دستگاه گوارش در تک معده ایها و نشخوار کنندگان (چند معده ایها) از نیترات موجود در آب و غذای مصرفی استفاده میکنند و بر روی آن تغییراتی ایجاد میکنند تا نیتروژن آن قابل استفاده برای ساختن پروتئینها باشد. این تغییرات یکسری واکنشهای احیایی است. در مسیر این واکنشها ترکیبات دیگری تولید میشوند که همگی متابولیتهای نیترات بحساب می آیند. مهمترین آنها را میتوان نیتریت-No2 و یون آمونیوم +Nh4 ذکر کرد.در طول این ترجمه با مسئله مسمومیت نیتراتی آشنا می شوید. نیترات خودش مضر نیست این نیتریت است که سم است.نیترات بکمک آنزیم نیترات ردوکتاز به نیتریت تجزیه میشود.این آنزیم در گیاهان وجود دارد.برخی گونه های خاص باکتریایی و بافتهای بدن پستانداران هم این آنزیم را دارند. به این ترتیب میتوان این نتیجه را پیشگویی کرد که احیای نیترات به نیتریت همانگونه که در شکمبه یا سکوم قابل انجام است در بافتهای گیاهی و سیلوها نیز انجام پذیر است. دامهای نشخوار کننده و اسبها نسبت به غیر نشخوار کنندگان به مسمومیت نیتراتی حساسترند.


بیش از 50 مرگ  در نوزادان(انسان) در آمریکا و اروپا بخاطر مسمومیت نیتراتی گزارش شده است که به خاطر آلودگی آب مصرفی به سطوح بالای نیترات بوده است {آمار مربوط به زمان نوشتن مقاله میباشد}. یکی از مواردی که باید در مورد نیترات و نیتریت به آن توجه داشت عمل متقابل و همکاری آنها با منابع پروتئینی است که منجر به تولید یک ترکیب قوی سرطانزا به نام نیتروز آمین میگردد که این واکنش نیازمند آنزیم نیست و در شرایط اسیدی انجام میگیرد( شرایط محیط معده). هر چند تشکیل نیتروز آمین در شکمبه محدود است ولی در سیلوی علوفه گراس و سیلوی ذرت شناسایی شده است.اگر چه تا کنون مدرکی وجود ندارد ولیکن انتقال نیتروز آمین به شیر میتواند برای سلامتی انسان مهم باشد.  نیتروزآمین در فاصله زمانی پختن گوشتهای باکون حاوی نیترات هم تشکیل میشود.به این ترتیب جایگزینهایی برای افزودنیهای نیتراتی که از رشد باکتری کلوستریدیا بوتولینوم جلوگیری میکند جستجو شده اند.

 عمده منبعی از نیترات که به معده انسان میرسد از بزاق است، محدودیتهایی در مورد افزودنیهای نیتراتی و نیتریتی که در فرآورده های گوشتی استفاده میشود اعمال شده است وهنوز جای بحث و توجه دارد . اخیرا نشان داده شده است اضافه سازی چربی کره ای از ترشح نیتروزآمین جلوگیری میکند و احتمالا از تشکیل آن در rats که بخاطر ممانعت از فعالیت نیترات ردوکتاز باکتریایی در معده است.

تجمع نیترات در گیاهان علوفه ای:

بسیاری از غذاهای انسان شامل چغندر، اسفناج ، 7/0 تا  5/1% مربوط به ازت نیترات (No3-N)  میباشد.(این را با سطح تحمل نیترات در گاو که 15/0 تا 45/0 درصد میباشد مقایسه کنید).بعضی گونه های گیاهی مخصوصا مشهور به تجمع دهنده نیترات هستند.این علوفه ها شامل یولاف - سورگوم- ذرت - جانسون - گراس - کاه گندم و تعدادی از علفهای هرز همانند: pigweed, thistle, lambsquarter, bindweed, wireweed, ragwee  و حتی جلبکها میشوند.
انتخاب و اصلاح ژنتیکی برای تولید نژادهای کم جمع کننده نیترات در علوفه ها موفق بوده است اگرچه عموما در تولید و مقدار عملکرد کاهشهایی را داشته است.
حدس زده میشود نیترات ردوکتاز بخشی از کلروپلاست گیاهی باشد.. چون نیتریت برای گیاه سمی است پس نیترات ردوکتاز در اولین مرحله با NADPHکنترل میشود.{معمولا در سیستمهای آنزیمی که چند محصول پی درپی تحت نظارت آنزیمهای متوالی تولید میشوند یکی از محصولات (معمولا اولین یا آخرین محصول) با یک سیستم فیدبکی بر عمل آنزیم و سرعت و شدت تولید محصولات آن اعمال کنترل میکند}.نیترات جذب شده به نیتریت احیا میشود و سریعا و تنها در شرایط فعال بودن فوتو سنتز وساخت کربو هیدرات در گیاه جهت پروتئین سازی به محصولات دیگر تبدیل میشود.
در شرایط خشکسالی ، سایه و کمبود مواد مغذی<< که هرکدام کاهش فوتوسنتز و کاهش سنتز پروتئین را باعث میشوند>> جذب نبترات همچنان ادامه دارد ولی بدلیل اینکه برای پروتئین سازی مصرف نمیشود پس در بافتهای گیاهی تجمع میابد. بطور قطع جذب نیترات در شرایط خشکسالی معتدل بیشتر از جذب در شرایط خشکسالی شدید است.
در شرایط خشکسالی معتدل گیاه به جذب نیترات در طول شب ادامه میدهد ولی در شرایط نور روز برگهاپژمرده شده وکاهش جذب نیترات را در پی دارد. درمان با علفکش 2,4-D {که مصرف آن محدودتر شده است}تجمع نیترت را در برگ بعضی گیاهان افزایش داده و در برخی گیاهان کاهش داده است.تنها در شرایطی مه گیاه بخاطر حشرات آسیب ببیند یا تخریب سلامتی برایش پیش بیاید تجمع نیترات در سطوح خیلی بالا رخ خواهد داد.
گیاهان زنده نیترات را به کمک مایعات و رطوبت خاک جذب میکنند وبرای احیا جهت بیوسنتز آمینها وپروتئینها به پایگاههای فوتوسنتز منتقل میکنند.در هر حالی که گیاه آب جذب کند نیترات نیز جذب میشود. شبیه حیوانات نیترات برای گیاهان نیز سمی نیست در حالیکه نیتریت سمی است. نیترات میتواند برای احیاهای بعدی در بافتهای گیاهی ذخیره شود و به بالاترین سطح خود در ساقه( کاه ) برسد.مقایسات نشان داده اند که جذب کود نیتراتی از جذب کود آمونیومی بیشتر است که البته احتمالااین تفاوت به غلظت نیترات خاک وابسته است و نه به تفاوت در متابولیسم آنها.اضافه کردن برخی منابع نیتراتی (N Serve ) و دیگر ترکیبات شیمیایی  به خاک که تبدیل آمونیوم به نیترات را کند نماید میتواند از تجمع نیترات در گیاهان بکاهد. طریقه های کوددهی که کود به خاک اضافه شود یا در آب آبیاری حل گردد مقدارجذب را تغییرنداده است.استفاده مستقیم از کود آمونیومی نسبت به نیترات از مقدار استفاده ATP در گیاه کاسته و برمقدار تولید افزوده است.در حقیقت آزاد شدن آهسته آمونیوم از ترکیبات حاوی آمونیوم مثل بیورت(biuret ) محتوای شکر چغندر قند را افزایش داده است. چون گراسها بوژیه نسبت به لگومها سطوح بیشتری از ازت کود را جذب میکنند به این ترتیب مسئله تجمع نیترات در وحله اول در مورد گراسها باید مورد توجه قرار گیرد.لگومها در سطوح بالای کوددهی ازت آلی یا غیر آلی است که نیترات را در خود جمع میکنند.
غلظت نیترات در گیاهان بستگی به تولید و توزیع ماده خشک در گیاه دارد.عموما برگها و دانه ها غلظتهای بسیار کمتری از نیترات را در مقایسه با ساقه و کاه دارند.در مقایسه با گیاهان جوان و یکساله با گیاهان چند ساله و مسنتر(annual, young plants vs perennial plants ) گیاهان چندساله مقدار نیترات کمتری را در خود دارند. گیاهان چند ساله  ومسن سیستم ریشه ای پایداری را برای خود توسعه داده اند و از انرژی در اختیار خود در وحله اول برای رشد اندامهای هوایی که پروتئین بالاتری( نسبت به ریشه) دارند استفاده میکنند و همچنین انرژی خود را برای رقیق کردن (کاستن از مقدار غلظت )نیترات در توده های قابل توجه علوفه ای به کار میگیرند. ظرفیت ریشه این گیاهان همچنین برای ذخیره نیترات در ریشه ها بیشتر است.عوما وقتی ماده خشک در بخشهایی از گیاه که در آن غلظت ازت آلی کمتر است(مثل ساقه ها وریشه ها)تجمع میابد مصرف نیترات برای ساختن پروتئین محدود تر میشود که این به معنی تجمع نیترات در این قسمتهای گیاهی است.در گیاهان سریع الرشد یکساله بیشتری مقدار نیترات را در فصل بهار که رشد گیاه سریع است و در فصل پائیز که رشد گیاه محدود تر است دیده میشود. در برخی گونه های گیاهی محتوای نیترات و محتوای پروتین گیاه با هم همبستگی( مثبت) دارند.

وقتی که گراسهای با مقدار بیشتر از7/15درصد پروتئین خام یا لگومهای بیشتر از 8/18درصد پروتئین خام به تغذیه دام میرسند باید توجه ویژه ای را معطوف به سلامت دام کردد.
مقدار نیترات در گیاهان را میتوان با استفاده از کیتها یا تستهای شیمیایی یا با استفاده از الکترودهای یون سنج(ion selective electrodes) اندازه گیری کرد.

علوفه هایی که بیشتراز15/0درصد از ماده خشکشان نیترات داشته باشند باید با اححتیاط به مصرف دام برسند.

فرم و شکلی که علوفه دارد بر توانایی آن در ایجاد مسمومیت اثر میگذارد.علوفه های خشک از گیاهان تازه برداشت شده ویا گیاهان سبز چریده شده در مراتع سمی ترند.علوفه های خشک بیشاز 80درصد نیترات خود را در 30 دقیقه ابتدایی ورود به شکمبه آزاد میکنند در حالیکه این مقدار برای علوفه های تازه رطوبت دار 30 درصد است.علوفه های سبز مراتع در هنگام خوراک(چرا) از علوفه های تازه برداشت شده مطمئن تر هستند زیرا سرعت خوراک( و ورود نیترات به شکمبه) کند تر و در طول زمان بلند تری است(و یکباره نیست).وقتی علوفه ای سیلو میشود از مقدار نیتراتش 30 تا100در صد کاهش می یابد.البته علو فه ایی که نیترات بیشتری دارند نیترات کمتری از انها کاسته میشودو شدت تخمیر آنها هم کمتر است.اگرچه مقداری از احیای نیترات در سیلو بخاطر نیترات ردوکتاز بافتهای گیاهی است ولی برخی سویه های خاص باکتریایی مثل E.coliو Hafniaنیز نیترات را به نیتریت – آمونیاک برخی گازای سمی متل نیتریک اکساید تبدیل و احیا میکنند.
اضافه کردن بافرها به سیلو به خاطر خنثی کردن لاکتیک اسید و ادامه فعالیت تخمیرباعث میشود از مقدار نیترات سیلو بیشتر کاسته شود.حضور نیترات در سیلو از فعالیت کلوستریدیاها جلو گیری میکند.یعنی اضافه کردن نیترات شبیه آنچه که در مورد بیوسولفات انجام میشود میتواند ازفعالیت بعضی گونه های نامطلوب باکتریها و بعضی تخمیرهای نا مطلوب در سیلو جلوگیری کند.به این نکته باید توجه کردکه اضافه ساختن(افزودن)نیترات به گیاهانی که کربوهیدرات محلول کمتری دارند باعث افزایش طول مدت تخمیر میگردد.آم.نیاکی که ازاحیای نیترات در سیلو آزاد میشودلاکتیک اسید سیلو را خنثی کرده و حضور نیترات در سیلو محصولات نهایی تخمیر را از لاکتیک اسید به استیک اسید سوق میدهد که اسید ضعیفتری است.

مسمومیت حاصل از نیترات در آب 30تا 80درصد از مسمومیت نیترات غذایی سمی تر است پس تمام نیتراتی که دام از غذا های مختلف و آب در معرض آن قرار میگیرد مستقیما جمع پذیر نیست.احتمالا آزاد شدن سرعتر نیترات در شکمبه یا بیشتر نشخوار کنندگان میتواند علت سمی تر بودن آب حاوی نیترات در مقایسه با نیترات غذا باشد.

احیای نیترات در شکمبه:

ساعات اندکی پس از ورود نیترات به شکم به بیش از25 درصد آن توسط نیترات ردوکتاز باکتریایی به نیتریت تبدیل میشود. این آنزیم باند شده با غشا یک پروتئین مولیبدنی است(molybdoflavo protein) که برای فعالیت به فلزمولیبدن نیاز داردو PHمناسب فعالیت آن در دامنه5/6تا6/6 میباشد.این انزیم آنزیمی تنفسی است.این آنزیم نیترات را به عنوان منبعی برای واحدهای احیا کننده اضافی بکار میگیرد(uses nitrate as a sink for surplus reducing equivalents).نیتریت نیز توسط نیتریت ردوکتاز احیا می شود(PHمناسب فعالیت این آنزیم در دامنه 6/5تا8/5میباشد و از مس-آهن – منیزیم استفاده میکند و با نیترات فعالیت آن متوقف میشود) و در احیاهای بیشتر به هیدروکسیل امین تبدیل میشود که برای این تبدیل نیز به مس-آهن و منیزیم نیاز دارد و در نهایت به آمونیوم تبدیل میگردداین مرحله به منگنزو منیزیم وابسته است.برای تمام این فرایند میکربها 8 واحد(معادل) احیا کننده را مصرف میکنند که از طرف دیگر این واحدها برای تولید متان از  COیا تولید بوتیرات از استات بکار گرفته میشدند. به عنوان منبع  الکترون((electron sink نیترات نهایتا محصولات نهایی تخمیر را تغییرخواهد داد .منابع انرژی از مسمومیت نیترات به دو صورت میکاهند: نخست با رقیق کردن علوفه های نیترات دار(کم کردن ازدرصد انها در غذا) که از کل نیترات مصرفی میکاهد و طریقه دوم فراهم آوردن منابع الکترون در شکمبه یا کاهش PH است که باعث کاهش سطوح نیترات در شکمبه شده و از مسمومیت نیترات میکاهد. . نیترات تنها در صورتیکه در شکمبه جمع شود وجذب خون شود مسمومیت نیتراتی رخ میدهد.
همچنین میتوان با ممانعت از فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز ویا فراهم کردن شرایط برای احیای بیشتر نیترات –از مسمومیت آن کاست.فلز تنگستن به عنوان یک ممانعت کننده رقابتی برای مولیبدن فعالیت نیترات ردوکتاز را کم میکند.اضافه کردن 2 گرم تنگستن در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیم از تولید نیتریت در شکمبه کاسته و دام را در برابر مسمومیت نیتراتی حفظ میکند.در مطالعات انجام شده در نترلند(Netherlands) اثرات زیان بارتنگستن بر روی دیگر آنزیمها و هضم سلولز كم بود اگرچه و مقادیر اندکی از تنگستن در شیر یافت شد.
 به خاطر اینکه نیترات به عنوان منبعی برای  واحدهای احیا کننده کار میکند به این ترتیب  محصولات نهایی تخمیر در شکمبه را بویژه با افزایش غلظت بخشی(نسبی) استات با هزینه کردن از بوتیرات و سپس مقداری از پروپیونات تحت تاثیر قرار میدهد. در سطوح بسیار بالای نیترات بوتیرات ممکن است کاملا ناپدید شود(کمتر از 1درصد کل اسیدهای چرب فرار) که این مسئله دیواره شکمبه را از یک منبع انژی محروم میکند و یا حتی وضعیت stasis را برای شکمبه بوجود بیاورد.اگرچه نسبت پایین استات به پروپیونات كه اشاره به سندرم چربی پایین شیر دارد میتواند با تغذیه نیترات تخفیف یابد ولیکن  تنظیم این مشکل  به این شیوه برای ایجاد تصحیح  درچربی پایین شیر موفق نبوده است. تولید متان در شکمبه (Methanogenesis) با هردو ترکیب نیترات یا نیتریت در شکمبه متوقف میشود.
 به عنوان منبعی ترجیحی برای الكترون(As a  preferred electron sink )- پیش بینی میشود نیترات اضافه شده به غذا افزایش تولید مقدرا ATPو تولید سلولهای میکربی در شکمبه را بهبود دهد .به این ترتیب اگر از ایجاد مسمومیت جلوگیری شود افزودن نیترات به جیره میتواند در افزایش جریان پروتئین میکربی به روده ها و جذب آن کمک نماید.به این ترتیب افزودن نیترات به عنوان مکملی در جیره میتواند بالا بردن عملکرد جیره های  ضعیف درزمینه  پروتئین شکمبه ای مفید باشد .

مکانیسم و چگونگی ایجاد مسمومیت:

ظهور ناگهانی نیتریت در شکمبه نشان میدهد که نیتریت از دیواره شکمبه جذب میشود.بیش از 25 درصد نیتریت پس از جذب در ادرار ظاهر میشود.اگرچه نیتریت و نیترات به شکمبه باز چرخ میگردند ولیکن اوج غلظت ساعات اندکی پس از مصرف غدا رخ میدهد. پس از ورود نیتریت به جریان خون - در نشخوار کنندگان و غیر نشخوارکنندگان -  نیتریت با یون آهن دو ظرفیتی هموگلوبین که ممکن است با اکسیژن باند داده یا باند نداده باشد واکنش داده و آنرا مستقیما یا غیر مستقیم به یون آهن سه ظرفیتی تبدیل میکند به این ترتیب از هموگلوبین متهموگلوبین تولید میشود که قابلیت حمل اکسیژن را ندارد.این عامل باعث کمی اکسیژن و مرگ میشودAnoxia and Death.در طول مدت پنج دقیقه 70درصد از هموگلوبین میتواند به متهموگلوبین تبدیل شود و غلظت بالاتر از 75درصد این ترکیب درخون عموما مسمومیت آفرین است.
سطوح متهموگلوبین در خون با تغییر در مقدار جذب نیتریت تغییر پیدا میکند که عموما 4تا 8 ساعت پس از مصرف غذای پر نیترات به اوج خود میرسد و کاهش متهموگلوبین به بکمک آنزیم NADPHردوکتازNADPH reductaseومجددا به هموگلوبین تبدیل میگردد. خون به رنگ قهوه ای شوکولاتی درمی آید ولیکن تجزیه و همولایزی در سلولهای قرمز خونی رخ نمیدهد.تغییر رنگ خونی منجر به ایجاد تغییر رنگ در پوست و غشاهای موکوسی مثل واژن و اطراف دهان( muzzle, vagina) میشود. دیگر علایم شامل كسالت- لرزش عضلانی - ضربان قلب سریع و سرعت تنفس بالا( بخاطر كمی اكسیژن) - كوری blindness) ) و راه رفتن با گیجی میباشند.  تزریق دوزی از متیلن بلو( معمولترین ترکیب پیشگیری كننده) متهموگلوبین را دوباره اکسیده میکند و به عنوان درمان روتین و رایج مسمومیت نیتراتی بکار گرفته میشود.اگرچه پذیرفته شده است که کمبود اکسیژن است كه عامل مرگ است ولیکن نیتریت جذب شده اثر قوی دراتساع دهندگی رگها دارد که افت فشار خون(ایجاد شده نیز)  نیز مکن است در مرگ دخیل باشد.یک چنین کاهشی در فشار خون در پی جذب نیتریت احتمالا مسئول بیماری"hot dog headaches"در انسانهای مشکوک میباشد. گاوها و گوسفند ممکن است چند روز پس از در معرض نیتریت قرار گرفتن- سقط بدهند. اغلب محققین اینرا به بحران متهموگلوبین درمادر(dam  ) و کمبود اکسیژن جنین که منجر به مرگ جنین میشود نسبت میدهند.حساسیت بیشتر هموگلوبین جنین به احیای نیتریتی نیز پیشنهاد شده است ولیکن آزمایشات انجام شده با خون نوزادان انسان و بچه خوکها این فرضیه را تایید نمیکند. اخیرا مطالعات انجام شده در جورجیا پیشنهاد مینماید که سطوح پروژسترون در خون با غذاهای پر نیترات در گاوهای سیکلینگcycling cows  و گاوهای با آبستنی کمتر از 120 روز افت پیدا میکند.کاهش پروژسترون در اوایل دوران آبستنی هم میتواند منجر به سقط شود.حساسیت بیشتر به نیترات درneonate بویزه درکودکان نابالغ ممکن است مربوط به معده اسیدی تر (PHبالاتر معده) درجوانترها باشد که فعالیت ردوکتازباکتریایی و بافت بدنی را درتبدیل نیترات به نیتریت بالاتر برده و در نتیجه جذب نیتریت افزایش پیدا میکند.

اثر متقابل و تداخل با منبع پروتئینی:

نیترات اثر ممانعت کنندگی بر آنزیم اوره آز دارد و آزاد سازی آمونیاک را در شکمبه محدود میکند.اگرچه این آزادسازی محدود شده از مسمومیت آمونیاکی جلوگیری میکند ولیکن سودی متابولیکی از این کند شدن آزادسازی آمونیاک خاطر نشان نشده است.با وجود این مکمل سازی(افزودن) نیترات نشان داده شده است که فایده وکارامدی استفاده از اوره را محتملا در شرایط کاستن از اندازه ذرات غذا و افزایش تعداد دفعات تغذیه  بهبودمیدهد. در چندین تحقیق ثابت شده است كه اوره در خوراکهای پر نیترات بالاتر از کنجاله سویا به عنوان مکمل پروتئینی جیره بوده است. دلایل و علتها در این موضوع شفاف نیست.بطور مشابهی افزودن کنجاله سویا به یک مکمل انرزی ارزش تکمیلی ذرت را در ممانعت از بروز مسمومیت نیتراتی کاسته است.توضیحی برای این تداخل و اثر متقابل در دست نیست هر چند تداخل با سولفات – تغییرات در PHو میزان فراهم بودن عاملهای احیایی(الکترونها) میتواند در این زمینه مربوط باشد.

اثر متقابل و تداخل با ویتامین آ(A):

 جیره های پر نیترات در بعضی مطالعات و نه همه آنها غلظت کبدی ویتامین آ Aرا کم کرده اند.در سیلو و اسید معده ( ولی نه در غذاهای خشک) گزارش شده است که نیترات کاروتن را تخریب میکند.اضافه کردن نیترات در جیره گاوهای نر پرواری جریان ویتامین آ  Aرا به شیردان abomasum تغییر نداده است.در موشها و خوک نیتریت و نه نیترات غلظت ذخیره کبدی ویتامین آ Aیا کاروتن مصرف شده از راه خوراک را کم کرده ولی بر غلظت  ذخیره ای ویتامین آ مصرف شده از راه تزریق اثر نداشته است. این آزمایشات نشان میدهد که نیتریت از جذب یا انتقال ویتامین آ A جلوگیری میکند.شاید نیتریت جذب ویتامین آ Aرا با اثر بر عملکرد تیروئید تغییر میدهد.بعضی غذاهای خاص یا کمبودهای منطقه ای در ید میتواند مسئول برخی از این تفاوتها  در نتایج تحقیقات مربوط به این اثرات متقابل باشد.در هر مورد بخاطر هزینه اندک در مواقعی که مشکوک به مصرف مقادیر بالای نیترات (از سمت غذا یا علوفه) باشیم افزودن ویتامین آAبه جیره توصیه میشود. 

عادت پذیری به نیترات و نیتریت:

هم فلورمیکربی(جمعیت میکربی که باهم در محل زندگی میکنند) و هم خود میزبان به تغذیه طولانی مدت نیترات عادت پیدا خواهند کرد.معمولا پیک Peak و اوج مقدار غلظت متهموگلوبین خون در نخستین روز تغذیه کمتر از روزهای سوم وپنجم بعد از تغذیه است. احتمالا عادت پذیری یک پروسه دو مرحله ای است – یک افزایش ناگهانی ( در طول چهار ساعت)در مقدار نیترات ردوکتاز که ده تا پانزده برابر میشود و یک کاهش در تعداد باکتریها در شکمبه. این روند کاهش در تعداد باکتریها الیته با گزینش تدریجی گروه هایی ازباکتریها که میتوانند نیترات ونیترت را احیا کنند دنبال میشود. در طی تعداد روزهای اندکی تعداد باکتریهای مقاوم به نیترات در شکمبه از 2 درصد تا نزدیک به 20 درصد افزوده میشود. نیترات ردوکتاز به دامهای موجود درمحوطه های نزدیک  احتمالا از طریق پلاسمید منتقل میشود. در شرایط حضور نیترات -  این آنزیم(نیترات ردوکتاز) به گروههای ویژه باکتریایی از لحاظ انرژِی یک مزیتی برای مصرف عوامل احیایی میدهد(با صرف انرژی کمتر از این منبع استفاده کنند) .

مقدار و افزایش ِ‌ نیترات ردوکتاز‌ ِ افزایش پیدا کرده تا چهار روز پس از حذف نیترات از غذا -  در شکمبه محدود میشود. یک چنین رابطه ای از نیترات ردوکتاز با عادت پذیر کردن دام برای محافظت دام از مسمومیت نیتراتی بجای اینکه مفید باشد آنرا زیان آورمیسازد. عادت پذیری به نیتریت با افزایش احیاو حذف آن تا کنون آزمایش نشده است. به علاوه بخاطر اثر ممانعت کنندگی که نیتریت بر کلوستریدیا و دیگر بی هوازی ها دارد – نیتریت – در آغاز -  تنوع جمعیت باکتریهای عادت ناپذیر شکمبه را به میزان بیش از 60درصد کاهش میدهد. پروتوزوآها (یکی از جمعیت های مفید شکمبه ای) احتمالا در عمل احیای نیترات  وارد نمیشوند.
یونوفر موننسین هم ممکن است جمعیتهای تولید کننده نیتریت( از نیترات) را ترجیح بدهد اگرچه ما در این زمینه گزارشی از ارتباط بین تغذیه یونوفرها با مسمومیت نیتراتی پیدا نکردیم. علاوه بر عادت پذیری میکربی -  سیستم خونی دامهای نشخوار کنندهvascular system  نیز با افزایش حجم خونblood volume و مقدار هموگلوبین خونhemoglobin از طریق افزایش خونسازی خود را با شرایط تطبیق خواهد داد. بخاطر اینکه در طول زمان هم دام وهم میکربها به نیترات عادت پیدا خواهند کرد مطالعه در زمینه مسمومیت مزمن نیازمند دامهای عادت یافته (به نیترات ) میباشد. نژادها و گونه های (مختلف) دامهای اهلی پاسخ متفاوتی به نیترات میدهند. با استفاده از یک غذای مشابه مقدار نیترات در خون و ادرار گاوهای هولشتاینHolstein  بیش از گاوهای گرنزیGuernsey  است. گاوهای شیری نسبت به گاوهای پرواری به علوفه های پر نیترات مقاومت بیشتری نشان میدهند که احتمالا بخاطر سطوح بالاتری از کنسانتره است که به گاوهای شیری تغذیه میشود. اگرچه مسمسومیت نیتراتی میتواند در هر گونه نشخوار کننده رخ بدهد( مواردی چون گوزن شمالی - بز وگاومیش آبیreindeer, goats and water buffalo    نیز تایید شده است) ولی مدارک مسمومیت نیتراتی در گوسفند بسیار کمتر از گاو میباشد.

چشم انداز آینده:

نشانه های مسمومیت نیتراتی میتواند بابعضی فعالیتها درمدیریت کشت علوفه تغییر یابد. نخست کاهش مقدار کودهای ازته است.تغییر مقدار کودِ یکبار کوددهی به چند بار کوددهی و کاهش سرعت آزاد شدن ازت در خاک میتواند از تجمع نیترات در گیاه بکاهد. گونه های کم نیترات(كم تجمع دهنده ) برای بعضی اصلاح نژاد کنند گان جالب میباشند.در بعضی موارد برداشت علوفه در غروب نسبت به صبح میتواند از غلظت نیترات در گیاه بکاهد. دوم: از آنجا که بعضی علفکشها جذب نیترات در گیاه را تغییر میدهند احتمالا اسپری کردن  تنظیم کننده هاegulators   در گیاهانی که تحت تاثیر تنش خشکی بوده اند میتواند از تجمع نیترات بکاهد.شبیه به عوال خشک کننده علوفه ها ( (drying agents for hayاستفاده ازترکیبات شیمیایی در زمان برداشت که میزان احیای نیترات را افزایش بدهند ممکن است توسعه پیدا کند. سوم: در زمینه علوفه ها(و محصولاتی ) که سیلو میشوند- تلقیح علوفه های پر نیترات با گونه های باکتریایی  احیاکننده نیترات باید بیشتر  مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد. تغذیه چند بار (در روز) میتواند از بروز مسمومیت نیترات جلوگیری کند. جلوگیری از احیای نیترات به نیتریت – افزایش در احیای نیتریت به ترکیبات غیر مضر دیگر- و افزایش بازگشت و بازچرخ (تبدیل معکوس)  متهموگلوبین به هموگلوبین سه دستاوردی است که میتوانیم به آن برسیم. اولین ایده بکار گیری توجه بیشتر است. افزودن مقداردو2 گرم تنگستن به ازای هر گاو در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیمsodium tungstate احیای نیترات به نیتریت را کند میکند که بطور قابل توجهی در نترلند Netherlands  مورد آزمایش واقع شده است. عادت پذیر کردن دامها به نیترات با تغذیه ان به دام عموما بطور موفقی تایید شده است .
 
عادت پذیری به نیتریت باید مورد آزمایش واقع شود. این مورد ممکن است منجر به افزایش ظرفیت میکربهای  شکمبه ای در مسمومیت زدایی از نیتریتِ حاصل از نیترات گردد.  اینکه آیا سولفیتsulfite  یا دیگر ترکیبات بتوانند احیای نیتریت را تحریک کنند نیز باید مشخص گردد.رقیق سازی علوفه های پر نیترات یا مکمل سازی منابع انرژی با این علوفه ها مسمومیت زدایی باکتریهای شکبه از نیتریت را افزایش خواهد داد و اجازه تغذیه علوفه های پر نیترات را به ما خواهد داد. توجه به افزودن مقادیر کافی از عناصر مس – آهن - منیزیم – منگنز و ید  و نیز ویتامین آA باید مورد عمل قرارگیرد. در غیر نشخوار کنندگان افزودنیهای ویژه غذایی شامل اسکوربیک اسید – سلنیت – استآمینوفن ascorbic acid, selenite and acetaminophen از طریق کاهش غلظت متهموگلوبین – و نیز ممانعت از تشکیل ان - و افزایش تبدیل ان به هموگلوبین – مقاومت به نیتریت را افزایش داده است.این ترکیبات در نشخوار کنندگان باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند(در مصرف آنها تامل شود).

نتیجه گیری:

مسمومیت نیتراتی نتیجه ای از تداخل بین شرایط  و وضعیت محیطی - کود دهی – و مدیریت دامها است. تنها راه حل که هم اکنون عملی میباشد اجتناب از تغذیه علو فه های پر نیترات  یا تغذیه مکمل های دانه ای(کنسانتره) همراه با آنها یا تغذیه انها با غذاهای کم نیترات تر یا علوفه های با قابلیت  پلت پذیری میباشد. صاحبان دامها باید از اثرات conducive کود دهی – شرایط آب و هوایی و نوع محصول و علوفه بر تجمع نیترات در علوفه آگاه should be alert to باشند.
مطالعات ژنتیک گیاهی نیازمند انتخاب گونه های پرمحصولی است که نیترات را در خود جمع نکنند(تجمع ندهند). کیتهای تست نیترات باید از طریق مروجین در دسترس باشند.غلظتها باید با استفاده از واژه ها و عبارات استاندارد تفسیر شوند { concentrations need to be expressed using standard terminology (; که گزارش بر مبنای ازت N basis) } توصیه میشود. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}.
وقتی غذایی پر نیترات تغذیه میشود توجه به مقادیر کافی از عناصر مس – آهن - منیزیم – منگنز و ید و نیز ویتامین آ  A میتواند از مسئله مسمومیت نیتراتی بکاهد ولی هرگز بطور کامل از آن جلوگیری نمیکند.  تحقیقات بیشتری بر تلقیح سیلو برای افزایش احیای نیترات و تلقیح در شکمبه برای افزایش احیای نیتریت ممکن است نتیجه دار باشد. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}.  اگرچه افزودن تنگستات ممکن است از عوارض کوتاه مدت مسایل مسمومیت جلوگیری کند - برای بررسی اثرات طولانی مدت تنگستات بر رشد و باقی ماندن آن ( در بافت گوشت و شیر) باید بیشتر توجه شود. افزودن نیترات میتواند راندمان رشد میکربی در شکمبه را افزایش دهد. تغذیه نیترات در سطوح اندک میتواند در مواقعی که جیره کم پروتئین به مصرف میرسد مفید باشد. به این ترتیب تغذیه غذاها وعلوفه های با مقدار کم نیترات علی رغم اثر قویش درغلظتهای بسیار بالا میتواند در شرایط ویژه تغذیه ای مفید باشد.

عمده منابع مقاله  مقاله

Allison, M. J. and C. A. Reddy. 1984. Adaptations of gastrointestinal bacteria in response to changes in dietary oxalate and nitrate. In: M. J. Klug and C. A. Reddy (Ed.). Proc. 3rd Int. Symp. Microb. Ecol. p 248. Michigan State Univ., East Lansing. National Research Council. 1972. Accumulation of Nitrate. NRC-NAS, National Academy Press, Washington, DC. National Research Council. 1978. Nitrates: an Environmental Assessment. NRC-NAS, National Academy Press, Washington, DC. Pfister, J. A. 1988. Nitrate intoxication of ruminant livestock. In: James, L. F. (Ed.), The Ecology and Economic Impact of Poisonous Plants on Livestock Production, p 233. Westview Press, Boulder, CO.

منبع :سایت www.parsbiology.com





نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی

اهمیت و ارزش غذایی میگو در امنیت غذایی و سلامت جامعه


با توجه به اهمیت و نقش آبزیان در امنیت غذایی و سلامت جامعه و همچنین اهمیت میگو در سبد غذایی خانواده های ایرانی و تولید بسیار مناسب و سالم و با كیفیت كه از طریق پرورشی در كشور بدست می آید مصرف آن كاملا" توصیه میگردد زیرا میگوی پرورشی بدلیل صید مستقیم از استخرهای میگو و فرآوری بلافاصله و كنترلهای بهداشتی كه در تمامی مراحل تولید و عمل آوری برروی آن به انجام میرسد هیچگونه آسیبی به گوشت آن وارد نشده و از كیفیت بالا و مطمئنی برخورداراست .

مقدمه:

میگو جانورى آبزى از خانواده سخت پوستان است كه به طور عمده در آب هاى گرم بین ۱۸ تا ۳۸ درجه سانتیگراد زندگی می كند و برخی از گونه های آن نیز در آب های سرد و شیرین یافت می شوند و به منظور تولید گوشت در محیط هاى مصنوعى نیز پرورش داده مى شود. كه این موضوع نیز در كشور ما از حدود 15 سال پیش عملی گردیده و میگوهای تولیدی عمدتا" در بازارهای جهانی و بخشی نیز در داخل كشور توزیع می گردد.
در ایران میگوهای خوراكی آب شور در دریای عمان و خلیج فارس زندگی می كنند. این آبزی كفزی است و به همین دلیل در نواحی نسبتا"كم عمق یافت می شود. این نوع میگو را دریایی می نامند. كه به وسیله لنج و كشتی با تورهای ویژه صید شده و به ساحل حمل می شود و در ساحل، بر حسب این كه عمل آوری شود و یا به صورت تازه به بازار مصرف انتقال یابد به دو دسته میگوی تازه و منجمد تقسیم بندی می شود .نوع دیگر میگو، میگوی پرورشی است كه طی سالهای اخیر در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و حتی به صورت محدود نیز در سواحل استان گلستان با استفاده از آب دریا كه توسط كانال به سمت مزارع هدایت شده در محیط استخرهای خاكی پرورش داده می شود. كه در حقیقت همان میگوهای بومی دریایی است كه در این استخرها بصورت مصنوعی پرورش داده میشود. گوشت این نوع میگو تفاوتی با نوع دریایی آن نداشته بلكه از نظر كیفیت و بهداشتی برتری های نیز نسبت به میگوی دریایی دارد.

روش های تشخیص میگوی سالم و غیرسالم

میگو به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب غیراشباع خیلی سریع خراب می شود. چون تمام اندام های گوارشی میگو در ناحیه سر قرار دارد، شروع مرحله فساد از ناحیه اتصال سر با قسمت بدن است، در صورتیكه میگو بصورت تازه خریداری شود باید سریعا" سر میگو را جدا كرده و بدون سر در فریزر نگهداری شود . یا می توان پوست میگو را جدا كرده و عضله تنها را نگهداری كرد . در واحدهای صنعتی و فرآوری برحسب بازار مصرف و سلیقه مصرف كننده ، میگو را سركنی و یا آن را پوست كنی كرده و به فروش میرسانند. پس میگوی تازه باید با سر بوده و سر آن سفت و محكم به بدن چسبیده باشد. رنگ میگو بسته به گونه، نژاد و محیط زندگی میگو متفاوت است ولی پس از پخت تقریبا تمامی میگوها به رنگ صورتی مایل به قرمز درمی آیند كه شدت این رنگ نشانه سلامت میگو است. هر چقدر میگو پس از پخت كمتر صورتی شود، كیفیت پایین تری دارد، رنگ میگو باید یكنواخت بوده و لكه های سیاه درشت به شكل خال های درشت نداشته باشد. خال های ریز پراكنده در سطح بدن طبیعی است.
میگوی تازه بوی بد ندارد و فقط بوی خاص میگو را دارد كه اصلا تند نیست. ولی در صورت خراب شدن، بوی شدید و تند آمونیاك از آن استشمام می شود. از این نظر نوع پرورشی و دریایی آن هیچ فرقی ندارند، یعنی میگوی دریایی كه از لب ساحل بلافاصله بعد از صید به فروش می رسد بدون بو است.
اگر میگو را به صورت تازه از شهرهای جنوبی خریداری می كنید، باید در همان محل فقط سر را جدا كرده و با پوست فریز كنید. اگر میگو به صورت بسته بندی شده و منجمد خریداری می شود باید به تاریخ تولید و انقضا و كد بهداشتی جعبه دقت شود.سپس آن را در فریزر خانگی و حدود ۱۸- درجه سانتیگراد نگه داری كرد.
بسته بندی باید به صورتی باشد كه مجبور به دوباره فریز كردن میگو نشوید. برای این كار می توان وقتی میگو خریداری شد، قبل از این كه كاملا از حالت انجماد خارج شود،باید سر میگو را جدا كرد وآن را در پلاستیك به اندازه مصرف هر وعده قرار داد و البته فوری آن را داخل یك جعبه و درون فریزر گذاشت.
میگویی را كه پوست آن كنده شده به مدت زیاد نمی توان در فریزر نگاه داشت، مگر در شرایط خاص و بسته بندی خاص كه حتی در آن صورت هم مدت نگهداری طولانی نیست.
میگوی سالم باید فاقد هر نوع بوی تند، تغییر رنگ، لكه یا نقطه سیاه بر روی پوسته یا گوشت بوده و پوسته آن باید محكم به گوشت چسبیده و فاقد حالت لزجی و لیزی باشد. حال چگونه میگو را انتخاب و نگهداری كنیم. مانند هر غذای دریایی بهتر است میگو در جایی نگهداری شود كه بتواند خوب و تازه باقی بماند.
سعی كنید محل خرید و فروشندگان ماهی و میگو را خوب بشناسید تا بتوانید به آنچه خریداری می كنید اعتماد كنید. زمانی كه می خواهید میگو را طبخ كنید استفاده از میگوی منجمد یا تازه مسأله مهمی است. گوشت میگوی منجمد ماندگاری بیشتری دارد و می توان تا چند هفته نگهداری كرد در حالی كه میگوی تازه را فقط می توان 1 تا 2 روز نگهداری كرد.
یكی از علامت های تازه بودن میگو محكم بودن گوشت آن و چسبندگی گوشت به پوسته خارجی می باشد. بر روی پوست میگو نباید دانه های سیاهرنگ باشد چرا كه این امر نشان دهنده نرم شدن گوشت میگو است. به علاوه پوسته نباید زرد رنگ و دانه دانه باشد و بو نشانه خوبی برای تازگی میگو است. میگو با كیفیت تازه كمی بوی آب های شور را دارد ولی نباید بوی تندی و زهم را بدهد.

ارزش غذایی میگو

میگو یكی از آبزیان خوش خوراك محسوب می شود كه در تغذیه انسان به‌عنوان یك منبع پروتئین دریایی اهمیت زیادی دارد واز لذیذترین غذاهای دریایی است. از نظر مقایسه ای نسبت به سایر غذاهایی كه پروتئین زیادی دارند، نظیر گوشت ماهی و گروه ماكیان ، میگو كالری كمتری دارد. پروتئین موجوددر میگو كیفیت بالایی داشته و حاوی تمام اسیدآمینه های لازم جهت رشد می باشد. پروتئین میگو همانند سایر جانوران دریایی به دلیل نداشتن بافت همبند به راحتی هضم می شود. برای گروههایی از مردم نظیر افراد مسن كه در جویدن و هضم غذا مشكل دارند، غذای حاوی میگو گزینه مناسبی برای تأمین پروتئین روزانه آنها است
گوشت گوسفند، گوساله، مرغ، ماهی و میگو جزو غذاهای با پروتئین بالا محسوب می شوند كه معمولا نیاز پروتئینی بدن توسط آنها تأمین شود.
میزان كلسترول در 100گرم میگو حدود دوسوم میزان كلسترول در یك تخم مرغ 50گرمی است. یعنی در وزن مساوی، میزان كلسترول میگو یك سوم كلسترول تخم مرغ است. با این تفاوت كه در میگو، میزان اسید چرب اشباع كه برای سلامتی مضر است صفر است كه می تواند به كاهش كلسترول خون كمك كند.
بر اساس تحقیقاتی كه در دانشگاه راكفلر آمریكا صورت گرفته و به تأیید انجمن متخصصان قلب آمریكا رسیده و در مجله نظام پزشكی ایران نیز به ثبت رسیده است. كلسترول موجود در میگو باعث افزایش كلسترول خون نمی شود و اصولا آن چه كه علت اصلی افزایش كلسترول خون است، اسیدهای چرب اشباع به شمار می روند.
میگو مقدار قابل توجهی املاح ضروری به خصوص فسفر و آهن دارد كه به ویژه برای كودكان در حال رشد و زنان باردار بسیار مفید است.
همانگونه كه قبلا" نیز اشاره شد غذاهای دریایی به دلیل اینكه بافت پیوندی كمتری به نسبت سایر غذاهای گوشتی دارند. گوشت آنها نرم تر بوده و این واقعیت به خصوص پس از پخت مشخص می شود. به همین دلیل غذاهای دریایی و از جمله میگو برای افراد مسن كه به دلیل وضعیت دهان و دندان كمتر قادر به جویدن و هضم غذا هستند بسیار مفید است.
در ارتباط با اندازه ،بر خلاف تصور عامه میگوهای درشت به دلیل مسن بودن میگو و سفت شدن عضلات آنها و به زبان دیگر پیر شدن آنها در مقایسه با میگوهای كوچكتر، خوشمزه نیست و در میگو نیز مانند سایر جانوران مثل مرغ، گاو و گوسفند نوع كوچكتر آن خوشمزه تر است، دلیل اصلی تفاوت قیمت در میگوهای ریز و درشت درصد ضایعات آن است.
میگوها در كل دارای چربی كمی می باشند. اسیدهای چرب امگا-3 كه از دسته اسیدهای چرب غیر اشباع بوده و برای سلامتی مفید هستند، در میگوها به وفور یافت می شوند. این دسته از اسیدهای چرب می توانند در كاهش خطر بیماریهای قلبی مؤثر واقع شوند.اسیدهای چرب امگا-3 همچنین اجزای ضروری برای غشای سلول مغز و بافت چشم است.
میگو منبع غنی از ویتامین های E,D,C,B12,B6,A و املاحی چون كلسیم، آهن، منیزیم،فسفر، پتاسیم، سدیم،روی، مس، منگنز و سلنیوم است.علاوه بر این كلسیم، روی، آهن، منیزیم و فسفر میگو نسبت به سایر آبزیان بیشتر است.
همچنین میگو به دلیل داشتن اسیدهای چرب امگا‪ ۳‬به كنترل التهاب و پیشگیری از لخته شدن خون كمك می‌كند.
‪ ۹۰‬گرم میگوی سرخ شده دارای ‪ ۲۰۰‬كالری انرژی، ‪ ۱۶‬گرم پروتئین، ‪ ۱۰‬گرم چربی، ‪ ۱۶۸‬میلی گرم كلسترول، ‪ ۲/۵‬گرم اسیدهای چرب اشباع، ‪ ۲/۶‬گرم اسیدهای غیراشباع با پیوندهای چندگانه، ‪ ۴/۱‬گرم اسیدهای چرب غیر اشباع با پیوند تكی و ‪ ۳/۱۰‬گرم اسید چرب امگا‪ ۳‬است.
هر ‪ ۱۱۰‬گرم آن حدود ‪ ۲۰۰‬میلی‌گرم كلسترول داشته و مصرف هر ‪ ۱۲۰‬گرم آن حدود ‪۷۰‬درصد ویتامین ‪ B12‬و ‪ ۱۱‬درصد ویتامین ‪ B6‬مورد نیاز بدن را تامین می‌كند. میزان پروتئین موجود در هر 120 گرم میگو حدود 7/23 گرم بوده كه رقم بالایی است. كه حدود 47 درصد از نیاز روزانه یك فرد سالم را تأمین می كند.
تركیبات ویژه مواد غذایی میگو آن را به عنوان یك غذای مناسب برای كمك به تنظیم قند خون تبدیل كرده است..
در صورت مصرف ‪ ۱۲۰‬گرم میگو در روز حدود ‪ ۸۰‬درصد نیاز بدن به سلنیوم تامین می‌شود.
میگو منبع‌ مهم‌ سلنیوم ‌ است‌ كه‌ مصرف‌ هر 120گرم‌ آن‌ 80 درصد از نیاز روزانه‌ بدن‌ به‌ این‌ عنصررا تامین‌ می‌كند، تحقیقات‌ و آزمایشها نشان‌می‌دهد كه‌ رابطه‌ معكوسی‌ میان‌ سلنیوم ‌ و شیوع‌سرطان‌ وجود دارد. یكی از فواید دیگر این ماده مغذی خاصیت ضد سرطانی می باشد. میگو به دلیل دارا بودن عنصر سلنیوم و خاصیت ضد اكسید كنندگی در پیشگیری از سرطان مفید است.
سلنیوم DNA را ترمیم‌می‌كند و مانع‌ از آسیب‌ رساندن‌ به‌ سلولها می‌شودو از تكثیر سلولهای‌ سرطانی‌ جلوگیری‌ می‌كند و ازمرگ‌ سلولی‌ می‌كاهد.
سلنیوم دستگاه‌ ایمنی‌ بدن‌ را برای‌ حذف‌سلولهای‌ فرسوده‌ و غیرعادی‌ تحریك‌ و با پیوستن‌به‌ قسمت‌ فعال‌ بسیاری‌ از پروتئین‌ها مانند گلوتاتیون و پراكسیداز، خاصیت‌ضدسرطانی‌ پیدا می‌كند. میگو به دلیل دارا بودن عنصر سلنیوم در پیشگیری از آب مروارید بسیار موثر است و مصرف آن مواد سرطان زا را در بدن خنثی كرده و پیشرفت و اثرات بیماری را در افراد مبتلا به ایدز كاهش می دهد. همچنین مصرف مواد غذایی غنی از سلنیوم مانند میگو، منجر به درمان شوره سر و همچنین علایم لوپوس( بیماری سیستم ایمنی است كه در آن سلولهای ایمنی بدن بر ضد سلولهای بدن فعال شده و منجر به عوارضی در بدن می شوند) می گردد.
پیشگیری از بروز بیماری چشمی آب مروارید و كاهش عوارض آلودگی هوا بر سلامت افراد را از فواید دیگر عنصر سلنیوم است و این عنصر در سم زدایی فلزات بدن همچون آرسنیك و جیوه نقش دارد؛ به همین دلیل است كه مصرف میگو به افراد ساكن در شهرهای آلوده بسیار توصیه می شود.
باتوجه به اینكه عنصر سلنیوم تولید اسپرم (سلول جنسی مردان) را نیز افزایش می دهد؛ بنابراین استفاده از مواد غذایی حاوی این عنصر در رفع اختلال ناباروری مردان كه ناشی از كاهش تولید اسپرم باشد، موثر است.
گفتنی است علاوه بر میگو، جگر، تخم مرغ، گوشت گاو، جو، سیر، كلم بروكلی، سبوس گندم، قارچ، انگور قرمز و دانه خردل نیز از منابع سرشار از عنصر سلنیوم هستند.
استفاده از میگو به دلیل بالا بودن محتوای اسید چرب امگا-3 برای مبتلایان به افزایش چربی خون مانعی ندارد.
پروفسور« ژوزف تامی جی» فوق تخصص تغذیه از كالیفرنیا، معتقد است به‌رغم بالا بودن درصد كلسترول در میگو، اما با مصرف این ماده غذایی از درصد كلسترول مضر خون به میزان قابل توجهی كاسته می‌شود.وبا استفاده ازگوشت این جاندار دریایی، زیر نظر یك متخصص تغذیه و با كنترل مرتب چربی خون فرد، نه تنها مشكل ساز نیست بلكه به مرور زمان باعث جایگزینی كلسترول مفید (HDL) به جای كلسترول مضر (LDL) می‌شود؛ به این ترتیب علائم ناشی از بالا بودن چربی خون كاهش می‌یابد. میگو از نظر كلسترول غنی است، اما مصرف این ماده غذایی در افرادی كه مشكل افزایش كلسترول خون دارند هیچ گونه نگرانی را درپی ندارد.
این فوق تخصص تغذیه در‌خصوص نحوه كاهش كلسترول متعاقب مصرف میگو توضیح می دهد كه بدن انسان بالقوه توانایی تولید كلسترول را دارد . اما زمانی‌ كه برخی مواد خاص حاوی این نوع چربی، از طریق خوراك وارد بدن می‌شوند، تولید كلسترول خود به خود محدود شده و در حقیقت متعادل می‌شود. اما در عین حال باید هشیار بود كه هر ماده چربی این خاصیت را ندارد و حتما با نظر یك كارشناس باید اقدام به مصرف انواع خوراك چرب نمود.
پروفسور تامی جی در نهایت تاكید میكند: میگو یك منبع بسیار غنی از ریزمغذی سلنیوم و ویتامین B12 است و مصرف آن خصوصا در افراد مبتلا به كم خونی و ریزش مو توصیه می‌شود. یادآوری می‌شود مبتلایان به بیماری نقرس باید در مصرف میگو احتیاط كنند.
براساس تحقیقات و بررسی های صورت گرفته توسط كارشناسان میزان اسیدهای چرب امگا 3 در خون افراد مبتلا به افسردگی، كمتر از میزان طبیعی است؛ به همین دلیل مصرف میگو تا حدودی در درمان و پیشگیری از افسردگی موثر است.
بر همین اساس ، اسیدهای چرب غیراشباع موجود در میگو، نقش ضدالتهابی داشته كه با مصرف آن می توان از ابتلا به بیماری های التهابی، مانند ورم مفاصل و برونشیت مزمن پیشگیری كرده و علایم این قبیل بیماریها را كاهش داد.
در افراد مبتلا به سردردهای میگرنی، دریافت منابع غذایی حاوی اسیدهای چرب امگا 3، در كاهش علایم و عوارض این بیماری مفید است. میگو به علت دارا بودن مواد مغذی در پیشگیری و درمان آسم در دوران كودكی و در رژیم غذایی از ابتدای دوران كودكی موثر است.
متخصصان تغذیه معتقدند: ضریب هوشی نوزادانی كه مادرانشان در دوران بارداری از مواد غذایی دریایی همچون ماهی و میگو استفاده كنند بیش از سایر نوزادان است.
كودكانی كه مادران آنها در دوران بارداری به میزان كافی از ماهی و میگو استفاده كرده اند در 6 ماه اول تولد از نظر رفتاری و هوش حدود 2 ماه از سایر همسالان خود جلوترند.
مصرف میگو مواد سرطان زا را در بدن خنثى و در افراد مبتلا به ایذر از پیشرفت بیمارى ها جلوگیرى مى كند . میگو به علت دارا بودن مواد مغذى در پیشگیرى و درمان آسم در دوران كودكى كودكى مؤثر است.
اسیدهاى چرب غیراشباع موجود در میگو نقش ضد التهابى دارد، در نتیجه با مصرف آن مى توان از ابتلا به بیمارى هاى التهابى مانند ورم مفاصل و برونشیت مزمن پیشگیرى كرد.
استفاده از میگو به دلیل بالا بودن محتواى اسید چرب امگا-۳ براى مبتلایان به افزایش چربى خون مانعى ندارد.
مصرف مداوم ماهى و میگو ایمنى در برابر سه نوع سرطان خون را سبب مى شود.
میزان سكته قلبی درافرادی كه مرتب میگو میخورندكمتر از كسانی است كه میگو نمی خورند وگوشت قرمز استفاده می كنند.میگو حافظه راتقویت می كندوقدرت ذهنی را بالا می برد.تمامی خوراكیهای دریایی به شكل عام ومیگو بصورت خاص دستگاه دفاعی بدن را تقویت می كنند.میگو دربالا بردن مقاومت بدن،بهبود التهابها،بیماریهای قلبی ومبارزه با سرطان كمك فعالانه ای دارد.

علی كریمی - كارشناس تكثیروپرورش آبزیان شیلات هرمزگان

منتشر شده توسط گروه علمی فارمنا




نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
شنبه 20 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی
مرغ هورمونی توهمی بیش نیست !
 

یکی از بحث های داغ که اغلب افراد در مهمانی ها و سرسفره های رنگین، راجع به آن صحبت می کنند، مرغ هورمونی و عوارض ناشی از هورمون بر بدن است.همین امر، نگرانی هایی در مردم به وجود آورده و باعث شده است افراد از خوردن مرغ لذت نبرند.اما آیا واقعا به مرغ هورمون تزریق می شود و آیا عوارضی مانند روییدن موهای زاید، با هورمون ها در ارتباط است؟ آیا نظارتی بر افزودن این مواد به مرغ و طیور وجود دارد؟ تزریق آنتی بیوتیک به مرغ چه تأثیری بر مصرف کنندگان دارد؟

یک کارشناس کشاورزی در این باره می گوید: موضوع تزریق هورمون صحت ندارد، چون هورمون صرفه اقتصادی برای مرغ دار ندارد.

محمودی اضافه می کند: اما در جیره طیور، یک درصد پودر خون و ۳ درصد چربی استفاده می شود که موجب تحریک غدد هورمون رشد در طیور می شود و مرغ سریع تر رشد می کند.

به گفته وی پوکی استخوان، رویش مو در صورت زنان، بیش فعالی کودکان و... منشاء تغذیه ای دارد که بخشی از این تغذیه نیز شامل گوشت مرغ است.

وی با بیان این که نگرانی دیگر مربوط به تزریق آنتی بیوتیک با مقدار بالا در مرغ است، می گوید: متأسفانه برخی مرغ داران با تزریق آنتی بیوتیک بیش از مقدار نیاز باعث افزایش اشتهای مرغ و در نتیجه رشد سریع آن می شوند که همین مقدار آنتی بیوتیک باقی مانده در بدن مرغ که به ویژه در پوست و یا جگر مرغ انباشته می شود عوارضی بر سلامتی بدن انسان دارد.

هیچ شکلی از هورمون استفاده نمی شود

کارشناس اداره نظارت بر بهداشت عمومی اداره کل دام پزشکی خراسان رضوی نیز می گوید: در ایران از ابتدای شکل گیری صنعت مرغ داری و پرورش گاو شیری و گوساله پرواری و همچنین گله های پرورش گوسفند از دیرباز، هیچ شکلی از هورمون برای تشویق رشد، افزایش تولید و افزایش راندمان تولید، استفاده نشده است.

دکترعلیرضا تعالی می افزاید: هم اکنون، در ایران، هیچ شکلی از اشکال تجاری این هورمون ها برای تشویق رشد و افزایش تولید، چه به صورت مجاز و چه به شکل غیرمجاز و قاچاق وجود ندارد. اشکالی از هورمون رشد و استروژن و پروژسترون تزریقی که در درمان برخی بیماری های گاوی و گوسفندی توسط دام پزشکان تجویز می شوند و به صورت مجاز و قانونی در داروخانه های دامی وجود دارد، منحصرا به درمان اختصاص دارند.وی ادامه می دهد: خوشبختانه در کشور ما هیچ شکلی از هورمون به منظور افزایش تولید، استفاده نمی شود و در این جا بیش از کشورهایی همچون آمریکا که سابقه مصرف هورمون را در صنعت گاو داری و مرغ داری دارند، نگرانی وجود دارد. به گفته دکتر تعالی علت به وجود آمدن این نگرانی، کوتاهی در اطلاع رسانی صحیح، ارائه سوژه های غیرمستند و غیرعلمی به خصوص در سطح رسانه ها و گاهی اوقات اظهارنظرهای غیرکارشناسانه است.این مسئول می گوید: اصطلاح مرغ هورمونی بیشتر برگرفته از رسانه های خارجی و به خصوص آمریکایی می باشد، بدون این که مصداقی در کشورمان داشته باشد.وی در پاسخ به سوالی درباره استفاده از جگر مرغ با در نظر گرفتن این که جگر محل دفع سموم در بدن است، می گوید: کبد به دلیل آنزیم های متنوعی که در سلول های خود دارد، از محل های سوخت و ساز و تغییر شکل دادن و از بین بردن داروها، مواد، سموم و هورمون های تولید شده در داخل بدن و یا وارد شده به بدن می باشد. بنابراین جگر، بخشی از مرغ کشتار شده است که بیشتر این مواد را در آن می توان یافت.دکتر تعالی درباره استفاده از پوست مرغ نیز می گوید: برخی مصرف کنندگان، پوست مرغ را بیشتر از قسمت های لاشه مضر می دانند، آن ها معتقدند پوست مرغ و چربی زیر آن دارای هورمون است چرا که هورمون های استروئیدی چون از جنس چربی اند، در چربی های مختلف در بدن از جمله چربی زیر پوست ذخیره می شوند. این نکته زمانی صحیح است که از هورمون در تولید مرغ گوشتی استفاده شده باشد. در حالی که در کشور ما که حتی در مقادیر مجاز هم استفاده نمی شود، حذف پوست مرغ از لاشه به بهانه هورمونی بودن هنگام طبخ، به هیچ وجه مبنای علمی ندارد.دکتر تعالی در پاسخ به خراسان با بیان این که همه داروهای مورد استفاده برای حیوانات تولید کننده غذای انسان مثل گاو، گوسفند، مرغ، ماهی و زنبور  دارای مجوز است، می گوید: داروهایی که منع مصرف برای درمان حیوانات تولید کننده غذای انسان دارند، غیرمجازند، که توسط بازرسان دام پزشکی ضبط و معدوم می شوند.

وی می افزاید: برخی داروهای مجاز، دارای زمان پرهیز از مصرف و کشتار هستند، در طول مدت استفاده از دارو و در یک مدت زمان خاص پس از قطع مصرف دارو در دام و طیور و... شیر و گوشت و تخم مرغ و... تولید شده از دام یا گله طیور تحت درمان، نباید به مصرف غذایی انسان برسد که در این فاصله زمانی، دارو در بدن حیوان متابولیزه و دفع می شود. در پایان این مدت مقادیر بسیار اندکی از دارو که به آن «حداکثر مقدار مجاز دارو» گفته می شود در گوشت و شیر و... باقی می ماند که ضرری برای انسان ندارد. به این اندازه از دارو در فرآورده های خام دامی، مقدار باقی مانده مجاز دارو گفته می شود.

 

منبع :

اکیب اکتـــــــــه





نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
شنبه 20 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی

ارزش تغذیه‌ای گوشت گاومیش و عوامل موثر در مصرف آن


گاومیش یك حیوان چند منظوره‌ای است كه علاوه بر تولید شیر و گوشت، از قدرت بدنی آن نیز در كارهای مزرعه استفاده می‌گرددد. بیش از 90% جمعیت گاومیش جهان در قاره آسیا زندگی می‌كند و حدود 50% این تعداد در كشور هند پرورش داده می‌شود. بر اساس گزارش FAO حدود 30% تولید سالانه هند از گاومیش بدست آمد كه اكثریت این تولید شامل گوشت دامهای مسن و حذفی می‌باشد. كه به علت داشتن فیبریلهای ضخیمتر ارزش غذایی كمی دارد.


اما اگر گوساله جوان تحت شرایط تغذیه‌ای متراكم پرورش یافته و در سن مناسبی كشتار شوند گوشت این حیوان ترد و خوش‌خوراك خواهد بود كه می‌تواند با گوشت گاو در شرایط سنی و وزنی یكسان رقابت كند.
بر اساس گزارش FAO حدود 30% تولید سالانه هند از گاومیش بدست آمد كه اكثریت این تولید شامل گوشت دامهای مسن و حذفی می‌باشد. كه به علت داشتن فیبریلهای ضخیمتر ارزش غذایی كمی دارد. اما اگر گوساله جوان تحت شرایط تغذیه‌ای متراكم پرورش یافته و در سن مناسبی كشتار شوند گوشت این حیوان ترد و خوش‌خوراك خواهد بود كه می‌تواند با گوشت گاو در شرایط سنی و وزنی یكسان رقابت كند.

مقایسه خصوصیات گوشت گاو و گاومیش

گاو و گاومیش هر دو به خانواده گاوسانان تعلق دارند كه از لحاظ تولید شیر و گوشت برای انسان اهمیت بسیاری دارند. برخی از ویژگی‌های گوشت این دو حیوان در جداول 1 و 2 با یكدیگر مقایسه شده است.

 جدول1- مشخصات فیزیكی لاشه گاو و گاومیش كه در سن 36 هفتگی كشتار شده‌اند

مشخصات

گاو

گاومیش

قطر الیاف عضله

كم

زیاد

تراكم الیاف عضله

زیاد

كم

رنگ گوشت خام

تیره تر

روشن تر

ظرفیت نگهداری آب

كم

زیاد

گوشتی بودن

كم

زیاد

رنگ گوشت پخته

روشن تر

تیره تر

تردی

كم

زیاد

آبدار بودن

كم

زیاد

 مشتری‌پسندی گوشت گاومیش

مشكل اصلی در استفاده از گاومیش بعنوان منبع گوشت، پذیرش كم آن توسط مشتری است. به علت اینكه گوشت گاومیش الیاف بیشتر، تردی كمتر و رنگ تیره‌تری نسبت به گوشت گاو دارد لذا كیفیت غذایی پایین تری دارد. دلیل اصلی این موارد این است كه گوشت گاومیش عمدتاً از حیوانات مسن و حذفی تهیه می‌گردد كه در شرایط تغذیه‌ای ضعیفی پرورش یافته‌اند. با افزایش سن، افزایش در قطر الیاف عضلات در گاومیش منجر به فیبری بودن گوشت می‌گردد همچنین تعدادی از دانشمندان عنوان كرده‌اند كه رنگ تیره گوشت گاومیش به دلیل كم چرب بودن آن است. ولی برخی این امر را به دلیل وجود مقادیر بالایی از رنگدانه‌ها[1] و میوگلوبین[2] می‌دانند ولی عقیده عمومی بر این است كه PH بالای گوشت باعث تیرگی آن می‌گردد.

جدول2- تركیبات شیمیایی لاشه گاو و گاومیش كشتارشده در سن 36 هفتگی

ویژگی

گاو

گاومیش

الف) تركیبات شیمیایی خام (درصدی از لاشه فابل مصرف)

آب

0/72

0/71

پروتئین

3/21

8/20

چربی

1/3

1/7

خاكستر

8/0

9/0

انرژی(KJ)

473

615

ب) میزان اسیدآمینه (G/16G Protein)

ایزولوسین

8/4

0/5

لوسین

1/8

1/8

لایزین

9/8

4/8

متیونین و سیستین

0/4

9/3

فنیل آلانین و تایروزین

0/8

7/6

ترئونین

6/4

8/3

تریپتوفان

1/1

0/1

والین

0/5

5/4

میزان اسید چرب در چربی ذخیره شده (درصدی از كل اسیدهای چرب)

پالمیتیك

2/29

3/18

استئاریك

0/21

4/24

پالمیت اولئیك

4/4

0/3

اولئیك

5/31

1/44

لینولئیك(اسید چرب ضروری – EFA)

6/1

9/2

لینولئیك (EFA)

2/1

9/0

آراشیدونیك (EFA)

0/1

2/0

میزان مواد معدنی در لاشه قابل مصرف (mg/100g)

كلسیم

0/14

5/7

فسفر

214

213

آهن

3/2

7/2

سدیم

100

111

پتاسیم

350

324

میزان ویتامین در لاشه قابل مصرف (mg/100g)

تیامین (B1)

15/0

06/0

ریبوفلاوین (B2)

26/0

19/0

نیاسین

30/6

30/6

پیرودوكسین (B6)

30/0

44/0

سیانوكوبالامین (B12)

00/1

28/1

 پتانسیل صنعت گاوداری

گوشت قرمز یكی از عمده‌ترین منابع پروتئین حیوانی در جهان است. رشد سریع و 8/23 درصدی جمعیت بشری در مقایسه با رشد 8/5 و 5/13 درصدی جمعیت گاو و گاومیش (Tripathi et al 1994) موجب افزایش در تقاضا برای گوشت می‌گردد كه این موضوع فشار زیادی را بر روی گونه‌های اصلی تولید كننده گوشت (گاو، بز، گوسفند، گاومیش و طیور) وارد می‌آورد. تا سال 1998 مصرف سرانه گوشت در هند Kg4، در چین Kg40، در اروپا Kg90 و در آمریكا Kg120 بود. (FAO 1998). بنابراین یك پتانسیل عظیمی برای افزایش تولید گوشت گاومیش وجود دارد.

هر ساله برای تغذیه گاوهای غیر تولیدی هزینه‌های بسیار زیادی مصرف می‌شود. حدود نصف گوساله‌های متولد شده نر هستند كه به حال خودشان رها می‌شوند كه اكثر آنها به دلیل گرسنگی و عدم توجه مناسب می‌میرند این گوساله‌ها اگر در شرایط غذایی مناسب پرورش یابند و در شرایط سنی مناسب كشتار شوند می‌توانند بعنوان منبع مناسبی از پروتئین حیوانی مورد استفاده قرار گیرند. صادرات گوشت گاومیش هند در طی سالهای 1998-1997 در حدود 46/729 كرور روپیه بود كه به كشورهای خاورمیانه و مالزی صورت گرفته است و اخیراً به بازار كشورهای آسیای جنوبی و آفریقا هم دست یافته است. با دولتهای فیلیپین و ویتنام قراردادی امضاء كرده است تا گوشت، محصولات گوشتی و حتی خود گاومیش را به این كشورها صادر كند. بر اساس جمعیت موجود دام، كشور هند ظرفیت تولید 5/3 میلیون تن گوشت و فراورده‌های گوشتی به ارزش 14000 كرور روپیه را دارد حتی اگر بخش كوچكی از این مقدار صادر گردد می‌تواند كرورها روپیه برای كشور هند ارزش اقتصادی داشته باشد. اگر گاومیشهای نر و گاومیشهای غیر تولیدی جهت تهیه گوشت مورد استفاده قرار گیرند مقدار زیادی افزایش در تولید گوشت حاصل خواهد شد و در حال حاضر هم دولت هند پروژه‌ای را برای تولید 6/165 هزار تن گوشت گاومیش آغاز كرده است كه یك جمعیت 5/84 میلیون رأسی گاومیش را در بر می‌گیرد..

 بهبود كیفیت گوشت گاومیش

1- مدیریت قبل و بعد از كشتار دام كیفیت گوشت را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهد.

            الف) مدیریت قبل از كشتار: عوامل موثر در قبل از كشتار دام مانند عدم جابجایی مناسب گله، مدیریت ضعیف تغذیه در طول دوره خشكی، دمای بالا و فاصله زیاد حمل و نقل دام باعث كاهش كیفیت گوشت می‌گردد. بنابراین حیوانات باید یك شب قبل از كشتار به كشتارگاه آورده شوند و به اندازه كافی آب در اختیار داشته باشند و قبل از كشتار برای كاهش دمای بدن در صورت امكان وارد استخر شوند.

            ب) مدیریت بعد از كشتار: انقباض و سفت شدن عضلات باعث بوجود آمدن جمود نعشی[3] در مدت 24 ساعت پس از كشتار می‌گردد كه این عمل یك اثر سفت كنندگی (چغر كردن) بر روی گوشت دارد. با نگهداری گوشت در دمای كمتر از 7 درجه سانتیگراد خطر رشد میكروبی كاهش می‌یابد ولی انقباض عضلات در این حالت افزایش پیدا می‌كند كه اثر شورتینگ سرد[4] نامیده می‌شود كه می‌توان با آویزان كردن لاشه از استخوان كپل[5] یا رباط Sacrosciatic از این مورد پیشگیری نمود و همچنین با تحریك الكتریكی می‌توان زمان جمود نعشی را كوتاهتر كرد.

2- برای تولید گوشتی با كیفیت بالا افقهای عاری از بیماری باید ایجاد شود.

3- محققان دریافته اند كه تركیبات گوشت و خصوصیات لاشه كه در واقع كیفیت گوشت را تشكیل می‌دهند با نوع تغذیه و سن در هنگام كشتار تحت تأثیر قرار می‌گیرند. سن 16-12 ماهگی و سطح تغذیه 13% (Kearl 1982) در موقع كشتار شرایط مناسبی برای افزایش ارزش اقتصادی و كیفیت گوشت می‌باشد (جدول 3 و 4) (Sekho et al 1996).

 جدول3- اثر سطح تغذیه (100%، 115% و 130%) و مرحله بلوغ بر روی خصوصیات گوشت تازه در گوساله گاومیش نر

نسبت گوشت به استخوان

افزایش وزن در هر روز (g)

بازده لاشه (%)

مرحله بلوغ

130

115

100

130

115

100

130

115

100

97/1

06/2

15/1

807

663

404

54/50

50/48

21/44

8 ماهگی

19/2

82/1

28/2

538

488

475

69/48

24/47

88/44

12ماهگی

68/2

6/2

31/2

466

451

404

13/55

95/52

80/51

16ماهگی

 جدول4- اثر تغذیه (100%، 115% و 130%) و مرحله بلوغ بر روی تركیبات شیمیایی گوشت تازه در گوساله گاومیش نر

چربی

پروتئین

رطوبت

مرحله بلوغ

130

115

100

130

115

100

130

115

100

78/0

76/0

76/0

84/18

50/18

22/18

54/78

58/78

65/78

8ماهگی

74/1

59/1

42/1

28/21

04/21

50/20

68/77

94/77

62/77

12ماهگی

89/1

84/1

67/1

98/21

81/21

31/21

48/74

68/76

84/76

16ماهگی

 محدودیت در بازارپسندی گوشت گاومیش در بین مشتریها

1- اكثر مصرف كنندگان گوشت، گوشت گاومیش را به علت رنگ تیره و خاصیت الیافی آن گوشت كم كیفیتی میدانند.

2- محدودیتهایی مرتبط با كشتارگاه‌های غیر مجاز و با شرایط نامناسب وجود دارد كه در حال حاضر حدود 40% از گوشت در كشتارگاه‌های غیر مجاز و تحت شرایط غیر بهداشتی تهیه می‌گردد.

3- اكثر پرورش دهندگان گاو گوشتی، گوساله‌های گاومیش را در همان شرایط و مدیریت حاكم بر گوساله گاو پرورش می‌دهند ولی سیستمهای هضمی گاومیش و گاو بسیار متفاوتند و از اینرو بایستی مدیریت تغذیه‌ای بر اساس گونه آنها اعمال گردد.

 راه كارهای افزایش تولید گوشت گاومیش و مصرف آن

1- بالانس كردن جیره‌های غذایی مخصوص تولید گوشت با كیفیت مناسب و سودآور ضروری است. گاومیش راندمان مصرف خوراك بهتری نسبت به گاو دارد و همچنین توانایی مصرف غذاهای با كیفیت پایین را نیز دارد بنابراین جیره غذایی باید بر اساس تولید با راندمان بالاتر طرح ریزی گردد.

2- باید قوانین مشخصی برای بهبود وضع كشتارگاه‌ها وضع شود.

3- نیاز مبرم برای ترویج و آموزش این موضوع وجود دارد كه در حقیقت گوشت گاومیش یك گوشت سالم برای تغذیه انسان است كه كلسترول و انرژی كمتری دارد. و باید شرایطی فراهم شود تا كمبود زمین و منابع غذایی به درستی درك شود و به این طریق نیاز به حیوانات كشتاری از طریق پرورش دامهای سودمند اقتصادی آشكار شود.

4- باید برنامه هایی توسط دولت برای افزایش تولید گوشت گاومیش اجرا شود.

 نتیجه‌گیری

گاومیش یك حیوان بسیار مفیدی است و علاوه بر تولید شیر و گوشت، نیروی بدنی خوبی نیز دارد. گوشت گاومیش نسبت به گوشت گاو شهرت كمتری دارد و معمولا بعلت داشتن رنگ تیره و حالت الیافی آن است. این شرایط به دلیل مدیریت ضعیف و تغذیه نامناسب گوساله‌های گاومیش بروز می‌كند. بنابراین طرحهایی باید برای افزایش تولید گوشت با كیفیت بالا و اقتصادی اجرا شود. تا دامدار از پتانسیل بالای تولیدی این حیوان آگاه گردد.

قربان الیاسی زرین‌قبایی1 و رامین سلامت دوست2

1- مركز تحقیقات جهاد كشاورزی استان آذربایجان شرقی        2- دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر 


منتشر شده توسط گروه علمی فارمنا




نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها : گوشت گاومیش،
شنبه 20 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی

مقدمه :
بلدرچین نژاد کالیفرنیا.پرورش بلدرچین در كشورهای پیشرفته به منظور جبران بخشی از پروتئین مورد نیاز حیوانی بعنوان اقدام قابل توجه و سودمند توصیه می گردد بدلیل كوچك بودن جثه پرنده امكان پرورش چند صد قطعه آن در یك فضای كوچك امكان پذیر و عملی می باشد . بهمین دلیل نیازی  به سرمایه گذاری كلان در ایجاد تاسیسات تامین  وسایل و تجهیزات پرورش نمی باشد .
نظر به اینكه مدت پرورش بلدرچین تا زمان كشتار ٦ هفته بطول                 می انجامد لذا مقدار مصرف دان در این مدت نیز به تناسب كم  خواهد بود
بهمین جهت بحران های اقتـصادی در پـرورش بلدرچین تاثیر چـندانی نخواهد داشت . علاوه بر این پرورش تجاری بلدرچین در شرایط روستایی و داخل خانواده از جایگاه بالقوه ممتازی برخوردار می باشد . با این همه ، بلدرچین غریزتا مثل مرغ و گوسفند اهلی و خانگی نمی باشد .  به دلیل آزاد پرواز بودن این پرندگان نگهداری آنها در اماكن سربسته مناسب و بهتر  می باشد
استفاده از تخم بلدرچین در درمان بیماری آسم موثر است .
مصرف گوشت خوشمزه بلدرچین طرفدار زیادی پیدا كرده ، بویژه پائین بودن چربی و كلسترول آن در مقایسه با سایر پروتئین حیوانی از ویژگی و جایگاه خوبی برخوردار می باشد .

بلدرچین
از لحاظ جانورشناسی بلدرچین به راسته مرغان، خانواده قرقاول ، زیر خانواده مرغان مزرعه و گونه بلدرچین تعلق دارد. در حالت کلی دوگونه بلدرچین ژاپنی و اروپائی بسیار مورد توجه هستند که میان این دو گونه رابطه بسیار نزدیکی وجود دارد. بلدرچینهای ژاپنی بیشتر در جزایر ژاپن پراکنده هستند و نوع وحشی این پرنده به صورت جفت در تابستان در شمال و در زمستان در نواحی جنوبی جزیره زندگی می کنند در حالیکه بلدرچینهای اروپائی از گسترش وسیعی در اروپا، سیبری، ایران، ترکیه، چین و مصر برخوردار هستند. با این حال شباهتهای بسیاری بین بلدرچین ژاپنی و اروپائی وجود دارد و تنها تفاوت آنها در اندازه بدن و جثه می باشد به گونه ای که بلدرچین اروپائی دارای طول بدن ۱٨سانتیمتر و بلدرچین ژاپنی دارای طول بدن ۱٥ سانت می باشد. متداولترین نژاد در پرورش صنعتی این پرنده نژاد کوترنیکس ژاپنی (COTURNIX ) می باشد که در سال حدود ٢٠٠ تخم گذاشته و در سن ٤٠ روزگی نیز به وزن کشتار ٢٥٠ گرم می رسند.

 

کلیاتی در مورد پرورش بلدرچین

به طور کلی بلدرچینها پرندگانی پرطاقت، نیرومند و مقاوم می باشند و می توانند در گستره وسیعی از مناطق با آب و هواهای گوناگون رشد و تولید مثل نمایند که این توانائی ناشی از قدرت سازگاری بالای آنها با شرایط گوناگون محیطی می باشد.
وجود ویژگی های مناسب همچون رشد سریع ، بلوغ زودرس ، تولید تخم بالا ، کوتاهی فاصله میان نسل ها ، بالابودن تراکم پرورشی در واحد سطح ، ارزان بودن جیره مصرفی ، حساسیت کم نسبت به بعضی از بیماری های طیور ، قیمت بالای تولیدات که شامل گوشت و تخم می باشد و به خصوص بازگشت سریع سرمایه سبب شده است تا بلدرچین به عنوان یک پرنده مطلوب نزد کشاورزان و پرورش دهندگان تلقی شده و علاقمندان زیادی به پرورش صنعتی این پرنده روی آورند .

مهمترین نکاتی که سبب صنعتی شدن پرورش این پرنده شده است به شرح زیر می باشد :

١- میزان رشد سریع : رسیده شدن در حدود سن ٦ هفتگی . وزن بدن یک بلدرچین نربالغ در حدود ۱٤٠ گرم خواهد بود در حالیکه ماده های کمی سنگین تر و در حدود ۱٥٠ تا ۱٨٠ گرم می رسد . که میزان رشد در حدود ٣/٥ برابر سریعتر از طیور اهلی است . از لحاظ ظاهری بلدرچین ماده درشت جثه تر از بلدرچین نر بوده و پرهای سینه اش نیز خالدار می باشند در حالیکه بلدرچین نر دارای پرهای سینه ای به رنگ قهوه ای می باشد.
٢- بلوغ جنسی خیلی زود فرا می رسد : در حدود سن ٥٠ روزگی بلدرچین ماده آماده تخمگذاری  می باشد
٣ – میزان بالای تخم گذاری در حدود ٢٦٠ تخم در سال اول تخمگذاری
٤ – کوتاه بودن فاصله میان نسل ها : توان بلدرچین در تولید ٤ – ٣ نسل در سال اول تولید این امکان را برای محققین فراهم آورده است تا از آن به عنوان پرنده ای آزمایشگاهی استفاده نمایند.
٥ – دوره انکوباسیون کوتاه : جوجه کشی تخم این پرنده ۱٨ – ۱٧ روز طول می کشد.
٦ – تراکم بالای پرورش : با توجه به اینکه جثه این پرنده کوچک و نیز به سطح آبخوری و دانخوری کمتری احتیاج دارد در مقایسه با دیگر پرندگان تعداد پرنده بیشتری در واحد سطح میتوان پرورش داد.
٧ – نیاز به مایه کوبی ندارند چون گونه های بلدرچین خیلی در برابر بسیاری از بیماریهای عادی مرغها مقاومت دارند .
٨ – برگشت سریع سرمایه : با توجه به اینکه سن بلوغ بلدرچین ٥٠ – ٤٠ روزگی می باشد در نتیجه  می توان گوشت و تخم این پرنده را سریع به بازار عرضه نمود.
٩ – ارزش غذایی بالا:  گوشت و تخم بلدرچین ارزش غذایی بالای دارند.
۱٠- صرفه اقتصادی : سود سرشاری که از تولید گوشت و تخم بلدرچین حاصل می شود .

 

ویژگیهای عمومی بلدرچین

ویژگیهای عمومی بلدرچین

مشخصه

میانگین

واحد

دمای بدن

۱٧/٤٢ ۱٥/٤٢

درجه سانتیگراد

دمای محیطی مورد نیاز

٣٠ - ٢٠

درجه سانتیگراد

رطوبت محیطی مورد نیاز

٧٠ - ٤٥

درصد

تعداد ضربان قلب

٦٠٠ - ٥٠٠

تعداد در دقیقه

متوسط مصرف خوراک

٣٠ - ٢٥

گرم در روز

تعداد کروموزومها

٧٨

٢n

دوره جوجه کشی

۱٨ - ۱٥

روز

میزان فضای مورد نیاز

٤٠٠

سانتیمتر مربع به ازا هر پرنده

 

پرورش بلدرچین

افرادی كه علاقمند به پرورش بلدرچین می باشند باید جوجه های آن را خودشان تولید و تكثیر نمایند زیرا محلی در ارتباط با تولید انبوه جوجه بلدرچین و یا كارخانه جوجه كشی ویژه بلدرچین فعلا وجود ندارد . جهت ایجاد تاسیسات مربوط به پرورش بلدرچین نیز محلی  را كه دارای آب ، برق  و راه بوده وجای خلوت باشد باید انتخاب كرد  همچنین دارای امكانات لازم نسبت به حمل محصولات تولیدی  به بازار باشد .

 به همین دلیل نیاز به ایجاد سالن های جداگانه جهت پرورش مولدین و جوجه ها و تاسیسات می باشد این واحدها را می توان بر اساس ظرفیت شان به صورت مجزا و یا بصورت واحد های جداگانه داخل یك ساختمان ایجاد كرد .
سمت و سوی سالن ها از نظر آفتابگیر بودن مهم و با اهمیت می باشد مثلا در مناطق گرمسیر قسمت طولی سالن ها باید در جهت شرق و غرب ساخته شود . اگر سایبان ساختمان هم مقداری طولانی در نظر گرفته شود از افزایش دمای داخل سالن در فصل تابستان كاسته خواهد شد زیرا در این فصل خورشید مدار عمودی را طی می كند . اما در مناطق سردسیر طول سالن در جهت شمال و جنوب ساخته می شود با این كار سالن ها در فصل زمستان آفتاب گیر خواهند شد . بادگیر بودن ، ارتفاعات و كناردریا  محلی مناسب برای پرورش بلدرچین محسوب نمی گردد .

 مكان پرورش را می توان بصورت بسته و باز ساخت . داخل سالن پرورش بر اساس برنامه و نحوه پرورش (داخل قفس و یا كف سالن ) ، ظرفیت جوجه ریزی در نظر گرفته شده و سرمایه موجود پرورش دهنده و ... آماده سازی می گردد .

غالبا پرورش بلدرچین  بصورت بسته و بدون چراگاه بوده و در این حالت پرورش مادرها در پن های مخصوص و پرندگان گوشتی ها در قفس انجام می گیرد و به طور کلی مناسبترین و سودآورترین حالت جهت پرورش این پرنده احداث مزرعه ای کامل و دارای قسمتهای زیر می باشد:

۱- قسمت پرورش گله مادر
٢- جوجه کشی
٣- پرورش گله گوشتی
٤- کشتار و بسته بندی
سیستم فوق به شما این امکان را می دهد که بهترین کنترل را بر روی عوامل گوناگون موثر بر کیفیت و کمیت تولید داشته باشید و در نتیجه سودآوری بیشتر را برای پرورش دهنده تضمین گردد.

جهت پرورش گله مادر می توان بخشی از جوجه های تولیدی را که از لحاظ داشتن خصوصیات تولیدی مناسبتر از بقیه به نظر می رسند جدا نمود، سپس در سن ٦ هفتگی پرندگان مذکور را به قفسهای مخصوص تخمگذاری انتقال می دهیم که این قفسها معمولاٌ دارای ابعادی در حدود ۱٥ × ۱٥ سانتیمتر و ارتفاع ۱٥- ۱٣ سانت می باشند. البته هنگامیکه تولید تخم بارور مدنظر باشد می توان از قفسهائی به ابعاد ٢٥ -۱٥ سانت برای هر ٢٠ قطعه پرنده استفاده نمود که در این حالت پرندگان را با نسبت نر به ماده ۱ به ٣ پرورش می دهند..
بلدرچین در كوتاه مدت به بلوغ جنسی می رسد .
جفتگیری بلدرچین از سن ٦ هفتگی آغاز و در زمان ٤ هفته اول پس از بلوغ درصد باروری به حدود ۱٠٠-٩٠ % بالغ می گردد.

تولید مثل و جوجه کشی در بلدرچین :

جهت اینكار از دستگاههای جوجه كشی استفاده می شود  .
جنس ماده در ٤٢ روزگی شروع به تخم گذاری می كند و اوج تولید تخم گذاری بعد از سن ۱٠ هفتگی حاصل     می شود .
اما تولید اسپرم در بلدرچین نر در ٣٦روزگی شروع می شود اگر بازاء ٣ – ٢ ماده باید یك نر در نظر گرفته شود . در واقع شانس نطفه دار بودن تخم ها افزایش می یابد . جهت تكثیر و تولید مثل از بلدرچین مادر و تخم های بدست آمده از آن استفاده می شود .
در پرورش مدرن و در شرایط صنعتی در طول سال از یك قطعه بلدرچین ٣٠٠ – ٢٥٠ تخم یرداشت می شود . وزن یک تخم بلدرچین ٩ تا ۱٠.٥گرم یـعنی ٧ درصد وزن بـدن بلدرچین     می باشد .
شرایط ایده ال نوردهی و ایجاد روشنایی در سالن ۱٨ – ۱٤ ساعت در روز می باشد .
نکته : تخمگذاری سال بعد ٤٨ درصد تولید سال اول بلدرچین است  در برابر ٦٥ در صد در مورد مرغها ، بنابراین  بلدرچین های گله مادر در هر ٦  ماه یکبار حذف شده و گله دیگری جایگزین آنها می گردد.

 

 در انتخاب تخم ها جهت استفاده  در جوجه كشی باید به نكاتی همچون پاكیزگی تخم ، سالم بودن و به وزن آن توجه نمود. اگر تعداد تخم تولید شده كمتر از ظرفیت  ماشین جوجه كشی باشد و مجبور به ذخیره تخم های بدست آمده از مادران مولد باشیم باید در شرایط مناسب یعنی در دمای۱٥ – ۱٠ درجه  سانتی گراد و رطوبت ٨٠ – ٧٥% می توان نگهداری گرد  .البته بایستی توجه داشت که نگهداری طولانی مدت تخمها تاثیر منفی بر قابلیت جوجه درآوری آنها خواهد داشت. همچنین پیش از انبار کردن تخمها باید آنها را بوسیله گاز فرمالدئید یا اشعه ماورا بنفش ضدعفونی نمود و همچنین باید هر روز با جابجا نمودن تخم ها  ، وضعیت آنها تغییر داده شود.
دوره جوجه کشی بلدرچین به طور متوسط در حدود ۱٧ روز به طول می انجامد ولی اگر جنین رشد اولیه داشته باشد این زمان به ۱٥ روز تقلیل خواهد یافت.
در دستگاه جوجه كشی  رعایت ٤ شرط دما ، رطوبت و تهویه مناسب و جابجا  كردن الزامی است تخم بلدرچین بعد از ۱٨ – ۱٧ روز هچ می شود . حرارت داخلی در انکوباتور باید در حدود ٨/٣٧ درجه سانتیگراد و رطوبت در حدود ٦٥-٦٠ % اما  در دو روز اخر در  هچر دما ٥/٣٧-٣/٣٧ كاهش داده می شود  و رطوبت حدود ٩٠-٨٠% تنظیم گردد ضمن اینکه چرخش تخمها نیز هر ٣- ۱ ساعت یکبار انجام می گیرد.

نگهداری و پرورش جوجه ها :

جوجه ها یا در دستگاه های چند طبقه مادر مصنوعی  و یا در كف سالن  پرورش داده می شوند . دمای محل باید در اوایل پرورش  ٣٦ – ٣٥ درجه سانتی گراد باشد  . سپس حرارت سالن بازاء هر هفته ٣ درجه سانتی گراد كاهش    می یابد اما به هیچ وجه نباید دمای سالن به كمتر از ٢٢ دجه سانتی گراد كاهش یابد .
پرورش بلدرچین برروی بستر و یا در قفس ممكن است انجام شود قفس‌های مورد استفاده تا هشت طبقه ساخته می‌شوند. بلندی هر طبقه حدود بیست سانتیمتر و مساحت آن حدود ٥/٠ تا ٨/٠ مترمربع است.
هر جوجه بلدرچین به حدود ۱٥٠ سانتیمتر مربع جا نیاز دارد. بنابراین در چنین قفس‌هایی سی تا چهل جوجه بلدرچین جا می‌گیرند. در یك طرف این قفس‌ها آبخوری و در طرف دیگر دان خوری‌ها قرار داده می‌شوند.
پرورش بلدرچین در قفس بهتر از بستر است، زیرا در یك فضای كم می‌توان تعداد بیشتری جوجه بلدرچین نگهداری كرد. اما در صورت استفاده از قفس باید دقت كرد. چون تعداد زیادی بلدرچین در یك جای كوچك قرار دارند، باید به طور مرتب، هوای تازه در محیط وارد شود. این كار برای كم كردن حرارت اضافی، رطوبت و گازهای زیان آور است.
پرورش در قفس های بزرگ كف شبكه ای نیز امكان پذیر است . جهت جلوگیری از نوك زدن یا كانی بالیسم انجام نوك چینی و كاهش شدت نور سالن و یا آویزان نمودن دسته های یونجه خشك مفید          می باشد .
و از طرفی  اعمال یک برنامه نوردهی دقیق و مناسب برای بلدچینها امری بسیار ضروری و مهم می باشد. به طور کلی بهتر است شدت نور در شروع رشد در حدود ٧٠-٦٠ lux در نظر گرفته شده و در هفته سوم به ۱٠ lux برسد و مدت روشنائی اعمال شده نیز حداقل ۱٨-۱٦ ساعت باشد

 رنگ پرهای قسمت بالایی سینه و گردن در بلدرچین نر بالغ قهوه ای مایل به قرمز و در ماده ها رنگ خاكستری با خالهای سیاه تزئین شده است .

تغذیه بلدرچین :

جوجه بلدرچین سریع رشد می كند  به همین منظور در جیره مراحل اولیه پرورشی باید ٢٨ – ٢٥% پروتئین داشته باشد ، سه هفته اول از جیره شروع یا پیش دانه استفاده     می شود در این دوره نیاز انرژی  ٧٥٠/٢ کیلو کالری بر کیلوگرم انرژی تغذیه نمود  
در جیره رشد که بعد از مرحله پیش دان شروع می شود پروتئین مورد نیاز ٢٤  % و  انرژی مورد نیاز  ٦٥٠/٢ تغذیه نمود  و  از طرفی پوسته تخم آسیاب شده یا سنگ آهک آسیاب شده را می توان به جیره غذائی بعد از سن ٥  هفتگی اضافه نمود  .
در جیره غذائی بلدرچین ها فقدان ٤/۱ تا ٢/۱ درصد کلسیم اثر منفی و بازدارنده برروی افزایش وزن دارند د ر حالیکه میزان ٦/٠ تا ٢/۱ درصد کلسیم اثر منفی و بازدارنده بر روی افزایش وزن دارند در حالیکه مزان ٦/٠  تا ۱ در صد کلسیم و ٣/٠ درصد فسفر تاثیر مطلوبی بر روی رشد می گذارد .  و همچنین جوجه بلدرچین به کمبود روی بسیار حساس بوده و میزان این عنصر در جیره غذایی تا سن ٢ هفتگی بایستی ٢٥ میلی گرم در گرم باشد کمبود این عنصر عموما در هفته چهارم با علامتی نظیر ندی رشد ، عدم رشد پرها و سختی تنفس خود را نشان می دهد .
بطور کلی میزان بیش از حد کلسیم در جیره غذایی تمام حیوانات سبب کمبود روی می گردد و کلسیم و روی خاصیت آنتا گونیسمی دارد
نکته باید توجه داشت بلدرچین هائی که برای تولید گوشت پرورش داده می شوند  محدودیتی در مورد مصرف خوراک در انها اعمال نمی شود .

 

جدول زیر وزن پرنده را در هفته های مختلف و میزان دان مصرفی  را نشان می دهد

میزان دان مصرفی در طی هفته بر حسب گرم

وزن پرنده بر حسب گرم

هفته ها

٦٠

٨ ٦

۱

٩٥

٥٢

٢

۱٠٠

۱٠٢

٣

۱۱٠

۱٤٤

٤

۱۱٥

۱٩٦

٥

۱٢٥

٢٣٦

٦

به طور کلی و صرفنظر از نوع سیستم پرورش، جهت رسیدن به حداکثر تولید  بایستی موارد زیر را در نظر داشت:
اجتناب از هرگونه حمل و نقل بی مورد
فراهم نمودن محیطی آرام و دور از استرس
اعمال برنامه کاهش تدریجی دما
تامین نور کافی و استفاده از برنامه نوری مناسب
استفاده از جیره های بالانس شده و با کیفیت
رعایت کلیه اصول بهداشتی

پیشگیری و كنترل :

بلدرچین در مقابل بیماری ها در مقایسه با سایر پرندگان زیاد حساس  نمی باشد . از جمله بیماریهای بلدرچین بیماریهای عفونی و متابولیكی و سایر بیماری ها را می توان نام برد بهمین منظور احتیاطات لازم از نظر كنترل و پیشگیری را بایستی مد نظر داشت . لذا رعایت موارد ذیل در پرورش بلدرچین مفید می باشد .
-         مكان پرورش بایستی دور از حضور سایر پرندگان باشد .
-         تلفات بلافاصله جمع آوری و با رعایت اصول بهداشت و قرنطینه دفن و یا سوزانده شود .
-         كف سالن را باید همیشه خشك نگه داشت .
-         آبخوری ها هر روز شستشو داده شوند .
-         بلدرچین های بیمار بایداز سالم جدا شوند
-         تردد و ورود و خروج به داخل سالن پرورش با رعایت شرایط بهداشتی و تحت كنترل باشد .
-         از بستر سالم و بدون كپك و هر گونه آلودگی استفاده شود .
-         كلیه وسایل و ملزومات مورد استفاده در سالن های پرورش قبل از استفاده شستشو و ضدعفونی شوند .
-         قبل از جوجه ریزی جدید سالن ها شستشو و ضدعفونی شوند .

 

 

اهم بیماریهای بلدرچین :

زخم روده : بیماری ویژه بلدرچین می باشد ،  التهاب و زخم در روده ایجاد می شود ، بلدرچین به این بیماری بسیار حساس می باشد میزان ابتلاء   در جوجه بلدرچین ۱٠٠- ۱٥% می باشد در گله های مادر كمتر دیده می شود . عامل بیماری یك نوع باكتری بی هوازی می باشد .   سرایت بیماری از طریق مدفوع صورت می گیرد . مبتلایان روز بروز ضعیف ولاغر می شوند اسهال از علایم بارز و عمومی می باشد ، مدفوع آبكی و برنگ سفید و پرهای ژولیده ، بیحالی و خواب آلودگی از دیگر علایم بیماری محسوب می گردد.

سالمونلا پولوروم : تلفات بیشتر در هفته دوم و سوم پرورش مشاهده  می شود . در سنین بالا علایم بالینی حاد محسوس نیست اما  تولید تخم  ، میزان باروری و هچ كاهش میبابد . انتقال بیماری از طریق تخم صورت  می گیرد .

از دیگر بیماریهای باكتریایی بلدرچین می توان وبای مرغان ( پاستورلوزیس ) بوتولیسم ، عفونت بند ناف را نام برد
در راس بیماریهای ویروسی كریزا ، آنتریت ویروسی ، بیماری طحال مرمری و آبله مرغان قرار دارد .

كوكسیدیوز از جمله بیماریهای تك یاخته در بلدرچین می باشد ، این بیماری در بلدرچین هایی كه در كف سالن پرورش داده می شوند بیشتر دیده  می شوند .   در بیماری كوكسیدوز علایمی نظیر بی اشتهایی ، كز كردن و ژولیدگی پر    و اسهال خونی قابل رویت است .در بیماری هیستومونیازیس نیز علایم   بی اشتهایی و خردلی بودن رنگ  مدفوع دیده می شود .

محصولات فروشگاهی :

پرورش بلدرچین بر اساس تولید دو محصول اصلی استوار است   سالانه در حدود ٣٠٠- ٢٥٠ عدد تخم می گذارد وزن هر یك    از تخم بلدرچین  مابین ٩ الی ۱٢ گرم  می باشد . شكل تخم كروی ، رنگ پوسته آن از قهوه ای سیر تا آبی و سفید متغییر بوده و با رنگدانه های سیاه و آبی تزئین شده است . تخم بلدرچین در مقایسه با تخم مرغ از نظر آهن و فسفر غنی و دارای طعم شبیه تخم مرغ می باشد و بصورت آب پز ، سرخ كرده و املت سرویس می شود .

سن كشتار ٦ – ٥ هفتگی ، وزن زنده ۱٥٠ – ۱٢٠ گرم  و وزن  لاشه ۱۱٥ – ۱٠٥  گرم می باشد كه در صورت اصلاح نژاد ، تولید گوشت این حیوان    می تواند افزایش یابد . گوشت بلدرچین نرم ، تیره ولذت بخش بوده ، همانند گوشت مرغ بدلخواه شخص در پخت غداهای مختلف استفاده می شود . قبل از بسته بندی ، عضلات سینه استخوان گیری می شود . ولی ران  همانطور  با استخوان بسته بندی و در مراكز عرضه به فروش می رسد  . گوشت بلدرچین سرشار از ویتامین های  1 B ، B2 ، B6   مواد معدنی ، اسیدهای چرب  و اسیدپانتوتنیك می باشد

 

نتیبجه گیری
در یک جمع بندی ساده می توان نتیجه گرفت که مجموع عواملی نظیر: سن بلوغ پائین، سن کشتار مناسب، کیفیت مطلوب گوشت، هزینه های ثابت و جاری مناسب در مقایسه با دیگر شاخه های دامپروری و همچنین مقاومت بالای پرنده به شرایط نامساعد محیطی، پرورش بلدرچین را تبدیل به صنعتی سودآور نموده که امروزه مورد توجه بسیاری از پرورش دهندگان در سراسر جهان قراردارد.

منابع:
پرورش و بیماریهای بلدرچین  تالیف دکتر حسن اوحدی نیا





نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
دوشنبه 18 مرداد 1389 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی

 

 

1- مواد معدنی :
مواد معدنی گروهی از مواد مغذی می‌باشند که ضرورت وجود‌ آنها در جیره طیور تشخیص داده شده است. املاح معدنی فقط 4% از وزن بدن حیوانات را تشکیل می‌دهند ولی بعلت نقشهای مختلف در واکنش‌های بیوشیمیایی بدن از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. مواد معدنی فاقد انرژی و پروتئین بوده ولی برای مصرف انرژی و پروتئین و نیز متابولیسم مواد غذایی در بدن طیور لازم می‌باشند. سطح نامناسب کلسیم به فسفر بر رشد و تکامل استخوانها تأثیر می‌گذارد یا کمبود هر یک از مواد معدنی فوق باعث اختلال در رشد استخوانها خواهد شد. کمبود کلسیم حتی با وجود فسفر کافی جیره باعث غیرطبیعی شدن استخوان می‌شود. افزایش غلظت کلسیم جیره غذایی درصد جذب کلسیم را کاهش می‌دهد کلسیم اضافی جیره با فسفر تولید فسفات کلسیم کرده و سبب بروز آثار کمبود فسفر می‌شود. کلسیم اضافی همچنین باعث افزایش نسبی PH دستگاه گوارش به 5/6 یا بالاتر می‌شود در این PH منگنز تشکیل یک کمپلکس غیر قابل حل را می‌دهد که قابل جذب در دستگاه گوارش نیست و همین کاهش جذب منگنز یکی از دلایل بروز پروزیس می‌باشد در ضمن روی نیز با اسید فیتیک تشکیل کمپلکس می‌دهد که برای جوجه غیر قابل دسترس می‌باشد. از طرف دیگر کلسیم در همان مکان‌های جذب روی، مس و منگنز با آنها به رقابت پرداخته و باعث کاهش جذب آنها می‌شود. میزان جذب فسفر جیره بوسیله نوع ترکیب فسفر در غذا، PH روده، سن حیوان، ویتامین D و چربی جیره، نسبت کلسیم به فسفر، سن و سویه و میزان غلظت سایر مواد معدنی نظیر کلسیم، آلومینیوم، آهن، منگنز، پتاسیم و منیزیوم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. مقادیر بالای آهن، آلومینیوم، و منیزیوم با تشکیل کمپلکس فسفاتهای نامحلول می‌تواند سبب کاهش جذب فسفر گردند. فیتات نیز فسفر را غیر قابل دسترس نموده فسفر را کاهش می‌دهد. ویتامین D در جذب فسفر نیز ایفای نقش می‌کند ویتامین D با دخالت سدیم باعث جذب فسفر در جهت خلاف گرادیان غلظت در دستگاه گوارش می‌شود.
PH حدود 5 باعث حلالیت بیشتر فسفر شده و جذب آنرا زیاد می‌کند. افزایش چربی جیره و یا عدم هضم آن سبب ایجاد صابون کلسیم که نامحلول است شده و در نتیجه جذب کلسیم کاهش پیدا می‌کند و لذا با کاهش نسبت کلسیم در مقابل فسفر جذب این عنصر کاهش می‌یابد. با افزایش سن طیور فعالیت آنزیم 25 هیدروکسی کوله کلسیفرول اهیدروکسیلاز افزایش می‌یابد این آنزیم باعث تبدیل 25 هیدروکسی کوله کلسیفرول به او 25 دی هیدروکسی کوله کاسیفرول شده که فرم فعال ویتامین D بوده و در جذب فسفر نقش دارد. تحقیقات زیادی اثر سویه طیور را بر جذب و متابولیسم کلسیم و فسفر نشان داده‌اند هرچه احتیاج به فسفر بیشتر باشد بازده جذب آن در بدن بیشتر می‌گردد و در جذب فسفر با افزایش مقدار فسفر در جیره کاهش می‌یابد. نسبت کلسیم به فسفر در جذب آنها از روده تأثیر می‌گذارد اگر این نسبت بیشتر از 2 باشد مقدار رشد کاهش می‌یابد.
علاوه بر نسبت کلسیم بر فسفر بایستی مقدار دقیق این عناصر، غلظت ویتامین D در جیره منبع و مقدار کلسیم و فسفر قابل دسترس(1) مورد توجه قرار می‌‌گیرد. چنانچه نسبت کلسیم به فسفر در جیره در حد معمول باشد نیاز به ویتامین D را کاهش خواهد داد و در صورت کمبود ویتامین D هیچ نسبت از کلسیم به فسفر قادر نیست تشکیل استخوانها را در حد کفایت تأمین نماید. نسبت کلسیم به فسفر در جیره می‌تواند با نتایج رضایت بخشی بین 1:1 تا 2:1 متغیر باشد. نسبت 5:1/2 یک نسبت مرزی بوده درحالیکه افزایش این نسبت به 3:1/3 خطرناک بوده و باعث کاهش مصرف خوراک و کاهش رشد و کاهش خاکستر استخوان می‌شود. استخوان از یک قالب آلی محکم تشکیل شده که بوسیله رسوب املاح کلسیم تقویت می‌شود.
املاح متبلوری که در ماتریس استخوان رسوب می‌کنند از کلسیم و فسفات تشکیل شده و بصورت هیدروکسی آپاتیت می‌باشند یونهای منیزیوم، پتاسیم، سدیم و کربنات نیز درمیان املاح استخوانی وجود دارند که جذب سطوح کریستالهای هیدروکسی آپاتیت می‌شوند هورمون پاراتورمون موجب جذب املاح کلسیم از استخوانها و در نتیجه هیپرکلسیمی در مایع خارج سلولی می‌شود ویتامین D نیز اعمال مهمی در جذب استخوان و تشکیل استخوان دارد. تجویز مقدار زیاد ویتامین D موجب جذب استخوان می‌شود. همچنین در نبود ویتامین D اثر هورمون پاراتومون در جذب استخوان شدیداً کاهش می‌یابد. تحقیقات نشان داده که افزایش نسبت کلسیم به فسفر قابل استفاده جیره موجب افزایش مقدار کلسیم در استخوان درشت نی شده مقدار ذخیره فسفر را در استخوان کاهش می‌دهد. درحالیکه محدود کردن نسبت کلسیم به فسفر قابل استفاده در جیره باعث بالارفتن مقدار فسفر در استخوان و کاهش نسبت کلسیم به فسفر در استخوان درشت نی گردید. تحقیقات نشان داده که در پرندگانی که از جیره حاوی کلسیم بالا تغذیه کردند. خاکستر ساق پا پایین‌تر و نسبت کلیسم به فسفر بالاتر بود اما با افزایش فسفر جیره تا سطح 5/8 گرم در کیلوگرم جیره خاکستر ساق پا افزایش یافته و نسبت کلسیم به فسفر نیز افزایش یافت. افزودن ویتامین D به جیره باعث افزایش معنی‌دار نسبت کلسیم به فسفر ساق پا در ران گردید.
معمولاً اولین علامت کمبود فسفر کاهش آن در پلاسما است. در هنگام کمبود فسفر کلسیم خون و آنزیم فسفاتاز در پلاسما افزایش می‌یابد. به تدریج ذخیره و ابقاء کلسیم در استخوانها کاهش و سبب عارضه‌ای بنام نرمی استخوان می‌شود همچنین در حالت بیماری نرمی استخوان ذخیره و ابقاء کلسیم و فسفر به مقدار کافی در غضروفها نبوده و یا بعلت کمبود در جیره غذایی مقدار قابل توجهی از این دو عنصر از استخوانها برداشت می‌شوند. علائم نرمی استخوان عموماً عبارتند از تورم و شکنندگی مفاصل، بزرگ شدن انتهای استخوانها، وجود برجستگیهای مهره مانند برجستگی بر سطح قدامی دنده‌ها خشکی پاها می‌باشد چنانچه سندرم نرمی استخوان در اثر تغییر شکل در ساختمان طبیعی استخوان حادث می‌شود. پوکی استخوان (استئومالسیا) عارضه‌ای است که در حیوانات بالغ در اثر کمبود کلسیم و فسفر رخ می‌دهد. در پرندگان بالغ در صورت عدم جبران کلسیم و فسفر برداشت شده از استخوانها این بخش ضعیف و شکننده می‌شود و تحت فشار وزن بدن ممکن است به طور ناگهانی شکنندگی استخوان عارض گردد. در اثر کمبود فسفر، سرعت افزایش وزن، مصرف غذا و خاکستر استخوان کاهش می‌یابد و ضریب تبدیل غذائی افزایش می‌یابد. همچنین کمبود روی تشکیل استخوان را متوقف کرده و با کاهش تقسیم و تکثیر سلول‌های غضروف در صفحه رشد همراه است. آلکالین فسفاتاز استخوان و تراکم استخوان هم کاهش می‌یابد. اگر جوجه‌ها با جیره‌هایی که از نظر روی کمبود دارند تغذیه شوند اختلالی شبیه پروزیس را از خود نشان می‌دهند. تشکیل «کمپلکس روی» یا «فیتات» یک ترکیب نامحلول و غیر قابل جذب را بوجود می‌آورد. تورم عمومی مفاصل نیز از علائم کمبود روی می‌باشد البته اگر میزان روی جیره غذایی نیز زیاد باشد مانع از جذب املاح معدنی بویژه کلسیم می‌شود.
مس: برای تشکیل طبیعی استخوان از راه تقویت کردن کل ساختمان کلاژن استخوان مورد نیاز است.
منگنز: برای تشکیل سولفات کندروتین که از موکوپلی ساکاریدهای ماتریکس الی استخوان می‌باشد ضروری است در اثر کمبود منگنز عارضه پروزیس دیده می‌شود. اثر کلسیم و فسفر در جیره غذایی بیش از اندازه باشد از جذب منگنز جلوگیری می‌کند همچنین زیادی منگنز در جیره باعث تورم مفصل خرگوشی و کوتاه شدن استخوان‌های طویل می‌باشد.
2- اسیدوز متابولیکی ناشی از رشد سریع :
رشد سریع سبب اسیدوز متابولیکی احتمالاً به خاطر افزایش تولید محصولات فرعی متابولیکی مثل اسیدلاکتیک و دی‌اکسیدکربن می‌شود. طیور برای تعادل اسید و باز بدن له‌له می‌زنند تا با از دست دادن بیشتر دی‌اکسیدکربن اسیدیته خون را کاهش می‌دهند به عبارت دیگر اسیدیته خون را به سمت قلیایی شدن پیش‌می‌برند.
3- پروتئین و اسید آمینه جیره :
اگر جیره غذایی حاوی پروتئین زیاد باشد در متابولیسم اسید فولیک ایجاد اختلال کرده و از این راه باعث افزایش ناهنجاری‌های پا می‌شود. در کمبود اسید فولیک استخوان‌های درشت نی کوتاه و خمیده شده و مفصل خرگوشی بزرگ می‌شود و در موارد خیلی شدید لغزش وترها را به همراه دارد.
4- توازن الکترولیتی :
در اثر عدم تعادل الکترولیتها دیسکندروپلازیای درشت نی (TD) ایجاد می‌شود اگر نسبت Na+K-CL 250 میلی اکی والان نباشد بسته به میزان تفاوت اسیدوز یا آلکالوز ایجاد می‌شود که هر دو بر روی استخوان تأثیر منفی دارد. مقدار زیاد CL نیز ممکن است سبب افزایش دیسکندروپلازیای درشت نی گردد. با جایگزین نمودن بی‌کربنات سدیم به جای بخشی از نمک طعام جیره می‌توان دیسکندروپلازیای درشت نی را کاهش داد.
5- سموم :
سموم قارچی در غذا می‌توانند میزان TD را افزایش دهند. به نظر می‌رسد کبالت و سموم قارچی مانع از دسترسی و 25 دی هیدروکسی کوله کلسیفرول شوند. همچنین زیر النون با ویتامین D3 ترکیب می‌شوند و سبب کمبود این ویتامین و در نتیجه سبب مشکلات اسکلتی می‌شود.
6- ویتامین‌ها :
کمبود ویتامین A موجب کاهش ذخیره شدن کلسیم و توقف در رشد استخوانها و غضروفها می‌شود. ویتامین A برای فعالیت طبیعی استئوبلاست و استئوکلاست ضروری است. این ویتامین جذب روده‌ای روی را افزایش می‌دهد. مقدار زیاد ویتامین A نیز منجر به کاهش استحکام استخوان و شکستگی خود‌به‌خودی استخوان و نازک شدن قشر استخوان می‌شود.
ویتامین B2 : کمبود آن باعث فلجی و پیچیدگی پنجه پا می‌شود.
بیوتین: کمبود بیوتین باعث بروز تغییر شکل ساق پا و یا پروزیس می‌شود و همچنین کمبود آن باعث تورم پوست پا ولنگش می‌شود.
اسید پانتونتیک: کمبود آن باعث ایجاد پروزیس و ترک پا می‌شود.
نیاسین: کمبود نیاسین باعث بزرگ شدن مفصل خرگوشی و زخم کف پا می‌شود.
کولین: کبود کولین باعث بروزپروزیس می‌شود همچنین زیادی کولین جذب ویتامین D را کاهش داده و باعث بروز مشکلات پا می‌شود.
ویتامین C : در ساخته شدن ماتریکس استخوان و ایجاد متابولیت فعال ویتامین D نقش دارد ساخته شدن ماتریکس در اثر کمبود ویتامین C دچار وقفه شده و کلسیم و فسفر نمی‌توانند در آن ذخیره شوند.
و در مورد ویتامین D که قبلاً توضیح داده شد.
علاوه بر آنها پلت کردن غذا باعث ازبین‌رفتن برخی از ویتامین‌ها از قبیل اسید فولیک می‌شود و کمبود اسید فولیک نیز باعث بروز عوارض استخوانی می‌شود. همچنین به نظر می‌رسد که با انجام برنامه‌های محدودیت غذایی در سنین اولیه و برنامه نوری متناوب توسعه استخوان را ادامه داد. بنابراین طیور قادر خواهند بود که با اسکلت قویتر افزایش وزن زیاد تحمل کنند بدون آنکه وزن نهایی بدن تحت تأثیر قرار گیرد. در تحقیقی که انجام گرفت مشاهده شد که جوجه‌هایی که تحت محدودیت قرار نگرفته‌اند بیشتر از جوجه‌های تحت محدودیت (یک روز درمیان) استراحت کردند. فقدان فعالیت در شیوع اختلالات پا سهیم است همچنین برنامه‌های نوری متناوب به خاطر افزایش فعالیت جوجه‌ها سبب کاهش اختلالات پا می‌شود تولید آندروژن در اثر تحریک نوری ممکن است سبب خاتمه زود هنگام صفحه اپی‌فیزیال یا رشد استخوانهای طویل شود و بنابراین سبب افزایش تحمل استخوان شود البته انسداد عروق خونی نیز می‌تواند یکی از دلایل بروز دیسکندرو پلازیا باشد





نوع مطلب : علوم دامی، 
برچسب ها :
دوشنبه 3 خرداد 1389 :: نویسنده : حامد فرجی آیگانی


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

برای حمایت از ما روی تبلیغات كلیك كنید
مدیر وبلاگ : حامد فرجی آیگانی
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست ؟








برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Dictionary of Animal Science
مرکز پروژه های دانشجویی ایران

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو